سفارش تبلیغ
آموزش رایگان سئو، سئو روز
آموزش رایگان سئو، سئو روز

عشق است زنده یاد ناصر خان حجازی و استقلال

فوتبال برتر شب گذشته، دقایق ملتهب و جنجالی ای را سپری کرد اما شاید بخش ویژه برنامه محمدحسین میثاقی، لحظاتی بود که او با افشین پیروانی، بر سر حضور فردی ناشناس به نام «احسان کوراهی» جدلی 10 دقیقه‌ای را انجام داد. تاکید میثاقی به ارتباط او با مدیر تیم پرسپولیس بود که از سوی پیروانی با عباراتی چون «همراه تیم ما نیست و پست ندارد» تکذیب می‌شد.

 

بحث میثاقی و پیروانی که با دیالوگ‌های کوتاه از سوی هر دو همراه بود را اینجا می‌خوانید:

 

میثاقی: گفتید نمی‌شناسمش و...
پیروانی: نه نه نه! اشتباه شما را... آقای میثاقی اجازه بدهید. من نگفتم نمی‌شناسم، عصر همان روز به من زنگ زدند گفتند این آقا تدارکات است؟ گفتم تدارک نیست. ساعت10 شب که ده و نیم برنامه شما بود، باز زنگ زدند به من، گفتند این آقا ماساژور است گفتیم نه. هیچ سمتی ندارد. اگر سمتی داشت من می‌گفتم چهل سال محرومش کنید؟ این آقا یک طرفدار بوده و به عنوان میهمان و همراه آمده. حالا این‌ها همه چیز را ول کردند...

تبلیغات


میثاقی: شما نگفتید من نمی‌دانم این از کجا آمده؟
پیروانی: گفتم نمی‌دانم زاز کجا آمده؟ از فضا آمده حتما، با هلی شات آوردند.

 

میثاقی: اصلا هلی شات نه، شما پشت خط باشید یک بخشی را باهم ببینیم جواب شما را می‌شنویم.
پیروانی: باشه باشه، بفرمایید.

 

[آیتم مربوط به صحبت‌های هفته گذشته پیروانی پخش می‌شود]

میثاقی: خُب، آقای پیروانی.
پیروانی: بفرمایید

 

میثاقی: دیدید این بخش را؟
پیروانی: بله دیدم.

 

میثاقی: شما گفتید در رختکن ما نبوده اما یک سری عکس‌ها بوده که در رختکن بوده.
پیروانی: اجازه بدهید، این عکس‌ها که شما انداختید برای 12 هفته پیش بوده. البته اجازه بدهید...

 

میثاقی: بعد گفتید در لیست پرواز ما نبوده.
پیروانی: بله این آقا با اتوبوس آمده بود. من نمی‌دانم...

 

میثاقی: اتوبوسی که پیاده شد، اتوبوس حمل مسافر در فرودگاه بود.
پیروانی: نه، ببینید اتوبوس ما، شما قطع کردید 5 نفر دیگر را بیاورید روی خط ببینید چه می‌گویند. اتوبوسی که می‌آید در باند، همین امروز در بوشهر وقتی اتوبوس آمد در باند، 10 نفر همراه آمده بودند. من چندروز پیش گفتم چند تیم متحد شدند که ما را زمین بزنند اما ما پرسپولیسیم.

 

میثاقی: این چه ربطی دارد؟ 
پیروانی: ربطش را می‌گویم. آقای میثاقی ربطش را به صداوسیمای اصفهان، مجری در تلویزیون تهران و خود شما. فکر کنم این باخت استقلال خیلی ناراحتتان کرده. متوجه می‌شوید؟

 

میثاقی: آقای پیروانی این‌‌ها قدیمی شده.
پیروانی: نه جدید است اتفاقا. شما ناراحتی که چرا تیم ما بُرده. باور کن.

 

میثاقی: چه ربطی دارد. شما گفتید این آقا را نمیشناسید بعد مشخص شده دوست 20 ساله تان بوده.
پیروانی: نه این آقا جزو کادر ما و همراه ما نیست.

 

میثاقی: شما گفتید من فامیلی اش را نمی‌دانم.
پیروانی: الان خود شما فامیلی اش چیست؟

 

میثاقی: احسان کوراهی.
پیروانی: اشتباه می‌گویی، احسان کُراهیه است.

 

میثاقی: حالا یک تشدید هم برای شما.
پیروانی: نه شما ضمه می‌گذارید.

 

میثاقی: حالا فتحه! شما می‌شناسید او را یا نه؟
پیروانی: شناختن که او سمتی ندارد. روی پایتان نزنید و هیجان ندهید.

 

میثاقی: نه می‌گویم شما او را می‌شناختید یا نه؟
پیروانی: او سمتی در باشگاه ما ندارد. به چه زبانی ندارد؟ شما تاکید دارید سمت دارد.

 

 

میثاقی: نه نه نه، چه تاکیدی؟
پیروانی: می‌گویید از اتوبوس پیاده شده یعنی چه؟

 

میثاقی: سمت را کاری ندارم. می‌گویید در پرواز با ما نبوده، در رختکن با ما نبوده، حتی شما فرمودید این که ماسک پرسپولیس دارد، دلیل نمی‌شود ما بدانیم.
پیروانی: باریکلا. 

 

میثاقی: این تصویری که می‌بینیم از اتوبوس داخل فرودگاه می‌آید می‌رود اتوبوس تیم.
پیروانی: اگر این لیست آمد، مطمئنا در آن مجموعه هواپیمایی هم آشنا دارید، اگر این لیست را درآوردید اصلا من می‌گویم 10-0 به نفع شما.

 

میثاقی: گفتید نه جزو کادر ماست، نه در رختکن ما بوده، نه اصلا می‌دانیم چه کسی است.
پیروانی: گفتم اختیار رختکن ما دست خودمان بوده است.

 

میثاقی: گفتید در رختکن ما نیست.
پیروانی: بابا این بازی با سیرجان است که عکس گرفتید.

 

میثاقی: گفتید فامیلی او را هم من از دهن تو شنیدم.
پیروانی: من همان روز نمی‌دانستم فامیلی اش را. بعد که شما گفتید رفتم... حتی از سازمان لیگ زنگ زدند و گفتند ماساژور و تدارکات است، گفتیم نه سمتی ندارد. فکر می‌کردیم فامیلی اش کلاهی است، بعد دیدیم کوراهی است. شما هم تلفظش را اشتباه می‌گویید.

 

میثاقی: عکسش را می‌بینیم.
پیروانی: یعنی الان آقای میثاقی آن هزار نفر را ول کردید و این موضوع را چسبیدید. این عکس هم برای بازی سیرجان است.

 

میثاقی: فرقی نمی‌کند. مسئله یک تیم را حل کنیم و مثلا شما بگویید ما اجازه نمی‌دهیم نفر اجازه اطراف تیممان باشد.
پیروانی: لیست سپاهان، همه جزو باشگاه سپاهان بوده؟

 

میثاقی: همان بحثی که هفته گذشته انجام شد. آیدی را فرستادند و گفتند جزو تیم ما بوده. شما هم هفته گذشته می‌گفتید من او را می‌شناسم و همراه من است و کمک من را می‌کند.
پیروانی: نه همراه من نیست، نه نه نه، همراه من نیست برادر.

 

پیروانی: شما افرادی که در پیست هستند را می‌شناسید؟
میثاقی: یک نفر را از شما پرسیدیم.

 

پیروانی: بقیه را چرا نمی‌‌پرسید؟
میثاقی: می‌پرسیم.

 

پیروانی: کِی؟
میثاقی: همین الان می‌خواهید بپرسیم؟

 

پیروانی: همین الان؟ از کی بپرسید؟
میثاقی: بابا شما همین الان آن یک نفر که کنارتان عکس دارد. در اتوبوس بوده، در رختکن بوده. می‌گفتید من او را می‌شناسم و اگر با دوربین آن کار را کرده، اشتباه کرده.

 

پیروانی: نه نه، من کارش را تائید نمی‌کنم اما آن دوربین که از روی نیمکت بر علیه من و کادرفنی و دروازه‌بان بوده... چه عجب یک بار طرف ما را گرفتید، دوربین آمد سمت آقای امیری... مگر شما نگفتید آن شب؟
میثاقی: گفتم، وحید امیری پسر مودب و باشخصیت، نباید دوربین می‌آمد. شما وقتی می‌بینی بازیکن عصبانی است، بروید در صورت او. چون عصبانی است.

 

میثاقی: شما این آقا را می‌گویید نمیشناسید و رفاقت ندارید.
پیروانی: یکیش او بوده. بقیه چه کسی بوده؟

 

میثاقی: بقیه را هم باید دانه دانه بپرسیم از مسئولان. شما این یک نفر را گردن نمی‌گیری!
پیروانی: مسئولان بقیه را همه می‌شناسند؟ شما الان بازی دربی همه همدیگر را می‌شناسند؟

 

میثاقی: 80 نفر بوده که کسی نمی‌شناسد.
پیروانی: خب چه می‌گویی شما؟ یک نفر بوده همراه ما، من همان شب هم گفتم که همراه ماست.

 

میثاقی: گفتید در اتوبوس ما نبوده...
پیروانی: خب نبوده، به چه زبانی بگویم؟

 

پیروانی: لیست پرواز را در بیارید ببینید همراه ما بوده؟
میثاقی: شما کسی که در اتوبوس تیم بوده را نمی‌شناسید؟

 

پیروانی: همراه ما نبوده، سمتی ندارد.
میثاقی: اشکالی ندارد. امیدوارم دیگر از این ناهماهنگی ها برای هیچ تیمی پیش نیاید.

 

میثاقی: حالا دیگر آشنا شدید و هم را شناختید.
پیروانی: تمام شد؟ من فکر نمی‌کردم وقتی قرار است بیایم روی خط برنامه، گارد بگیرید.

 

میثاقی: چه گاردی؟
پیروانی: ما در بحث فنی بردیم. دور رفت پنالتی و اخراج نگرفتند. فوتبال برد و باخت دارد. دلیلی ندارد ناراحت شوید، من می‌دانم تعلق رنگی شما به چه رنگی است.

 

میثاقی: هواداران دو تیم باهوش و فهیم هستند.
پیروانی: شما گفتید اسم هوادار نیار. آقای میثاقی لطف کنید از مجموعه خودتان لطف کنید، اسم هوادار ما را نیارید.


همه‌چیز از بعد از شکست‌ مقابل الدحیل آغاز شد. یک‌ شکست 4 گله در یک بازی دیدنی، فرهاد مجیدی و کادرش را به فکر ترمیم اساسی ساختار دفاعی استقلال انداخت. بنابراین استقلال از دیدار برگشت مقابل الدحیل، رو به دفاع با آرایش 1-1-4-4 آورد؛ هرچند که به مانند قبل با آرایش پایه‌ی 1-3-2-4 به میدان‌ می‌رفت( تصویر 1).

 

تصویر 1: آرایش 1-1-4-4 استقلال به هنگام دفاع در بازی برگشت با الدحیل.

 

تبلیغات

 در 3 بازی با آرایش 1-1-4-4، استقلال تنها 2 گل را دریافت کرد که از آن 2 گل یکی هم از روی نقطه‌ی پنالتی به دست آمد. با این حال آبی‌پوشان مقابل الاهلی و الشرطه در دیدار برگشت کم موقعیت به حریف ندادند. اما این تغییر آرایش دفاعی با چه هدفی صورت گرفت؟


استقلال قصد داشت با این کار دو هافبک میانی را جلوی 4 مدافعش داشته باشد و با حمایت این دو نفر و هافبک‌های کناری خود، در سمتی که توپ جریان دارد، برتری عددی ایجاد کند و اصطلاحاً با ایجاد «Zonal Pressing»، تیم حریف را در یک گوشه‌ی‌ زمین خفه کند. در این راه استقلال با دو مشکل مواجه شد؛ 1- کشیده شدن هر دو هافبک میانی استقلال به سمت توپ باعث می‌شد این تیم در جلوی 4 مدافع خود دیگر بازیکنی نداشته باشد و منطقه‌ی 14 این تیم خالی شود.( تصویر 2)

 

تصویر 2: حضور مهدی‌پور، یکی از دو هافبک میانی استقلال، در فضای بین دو مدافع میانی، این فرصت را به غلامی می‌دهد تا در صورت دریبل‌خوردن‌ وریا، او را پوشش دهد. رضاوند، دیگر هافبک میانی استقلال، به سمت توپ رفته تا به وریا و موسوی در بازپس‌گیری توپ کمک کند. اسماعیلی، هافبک سمت چپ استقلال، مجبور شده برای پوشش جای خالی مهدی‌پور-رضاوند، به مرکز زمین متمایل شود، اما این کار را با تأخیر انجام می‌دهد و عملاً بازیکن الاهلی در آن فضا آزاد است.

 

2- اگر تیم حریف منطقه‌ی بازی را تعویض می‌کرد، یونیت دفاعی استقلال نمی‌توانست به‌صورت‌ منظم از یک سمت به سمت دیگر شیفت شود و معمولاً به حریف موقعیت می‌داد.( تصویر 3 و 4)

 

تصویر 3: تجمع بازیکنان استقلال در سمت توپ و تعویض منطقه‌ی بازیکن الدحیل.

 

تصویر 4: ادامه‌ی صحنه‌ی قبل: با یک تعویض منطقه، بازیکن الدحیل در موقعیت ارسال قرار می‌گیرد. ارسالی که منجر به اعلام پنالتی به ضرر استقلال می‌شود.


بازگشت به 3 دفاع!
بعد از بازگشت استقلال از آسیا، فرهاد مجیدی در اولین بازی خود رو به آرایش 3 دفاعه آورد؛ تصمیمی که در نگاه اول بسیار تعجب‌برانگیز بود، زیرا مجیدی فصل گذشته هم ابتدا کار خود را با آرایش 3 دفاعه در استقلال آغاز کرد، اما خیلی زود به آرایش 4 دفاعه رفت. این بار به‌نظر می‌رسید فرهاد برای بازی دربی و با دو هدف به آرایش 3 دفاعه بازگشته بود: 1- تشکیل عرض 3 نفره در فاز اول بازی‌سازی بدون نیاز به اضافه شدن یک از هافبک‌های تیم به فضای بین دو دفاع( به‌ویژه بعد از تجربه‌ی تلخ ریگی در بازی با الدحیل به عنوان نفر وسط عرض 3 نفره‌ی استقلال) 2- افزایش عرض تیم هنگام دفاع با حضور 3 مدافع میانی + 2 پیستون برای جلوگیری از شکل‌گیری برتری‌های عددی پرسپولیس در جناحین.


تجربه‌ی استفاده از دفاع 3 نفره مقابل ذوب‌آهن چندان برای فرهاد موفقیت‌آمیز نبود. دروازه‌ی استقلال خیلی زود باز شد و همین مسئله باعث فرو رفتن ذوبی‌ها در لاک دفاعی شد؛ بنابراین آن‌ها با تنها 31? مالکیت توپ، چندان فرصت ساخت بازی خود را پیدا نکردند و بیش‌تر فرصت‌هایشان روی ضد‌حمله‌ و توپ‌های بلند شکل گرفت. هیچ کس نفهمید آیا هارمونی لازم میان 5 نفر عقب زمین استقلال و 3 نفر جلوییشان به هنگام دفاع آبی‌ها با آرایش 2-3-5 وجود دارد یا خیر، زیرا استقلال فرصت فرو رفتن در لاک دفاعی خود را مقابل ذوب پیدا نکرد. به هنگام بازی‌سازی هم خود کادرفنی استقلال با تغییر آرایش‌های‌ مداومش در بازی با ذوب( استقلال 4 بار آرایش ساخت بازی خود را تغییر داد) فرصت شکل‌گیری هماهنگی را از بازیکنان استقلال گرفت.

 

قمار فرهاد در دربی؛ اصرار به خط دفاع 3 نفره.
با همه‌ی این تفاسیر، فرهاد مجیدی و کادرش دست به قمار بزرگی زدند و در بازی  دربی هم با همان آرایش 2-5-3 به‌ میدان رفتند( تصویر 5)

 

تصویر 5: آرایش پایه‌ی 2-4-4 پرسپولیس و 2-5-3 استقلال در شروع مسابقه.

 

برخلاف تصور، استقلال بازی را بسیار خوب آغاز کرد. آن‌ها به هنگام ساخت بازی یکی از دو آرایش 2-4-1-3 یا 2-3-2-3 را به‌ خود می‌گرفتند؛ در حالت اول، ریگی جلوی 3 مدافع حضور داشت و جلوی او مهدی‌پور و میلیچ، هم‌عرض وریا و نادری می‌شدند. در حالت دوم، ریگی و مهدی‌پور جلوی 3 مدافع قرار می‌گرفتند و میلیچ هم‌عرض نادری و وریا. 2 مهاجم تیم هم قایدی و مطهری بودند.( تصاویر 6، 7 )

 

تصویر 6: آرایش 2-4-1-3 استقلال هنگام ساخت بازی. دو مهاجم تیم مطهری و قایدی‌اند که در این تصویر نیفتاده‌اند.

 

تصویر 7: آرایش 2-3-2-3 استقلال هنگام ساخت بازی از عقب زمین.

 

 

برتری عددی 3 به 2 مدافعان میانی استقلال نسبت به دو مهاجم پرسپولیس، همیشه یکی از مدافعان میانی آبی‌ها را آزاد می‌گذاشت؛ از سوی دیگر، مسعود ریگی هم به زیبایی هرچه تمام‌تر خود را میان دو مهاجم پرسپولیس جای‌ می‌داد؛ در نتیجه یکی از 3 مدافع استقلال می‌توانست ریگی را صاحب توپ کند و او هم با یک پاس قطری، وریا یا نادری را در یکی از دو جناح آزاد کند. اتفاقی که مشابه آن را در دیدار با ذوب‌آهن هم دیده بودیم.( تصاویر 8، 9، 10، 11 و‌ 12)

 

تصویر 8: آرایش 2-4-1-3 استقلال هنگام ساخت بازی که «3» و «1» آن در این تصویر مشخص است؛ جای‌گیری عالی ریگی میان دو مهاجم پرسپولیس و ارسال پاس قطری او برای وریا.

 

تصویر 9: ادامه‌ی صحنه‌ی قبل. آرایش 2-4-1-3 استقلال هنگام ساخت بازی از عقب زمین که «4» آن در این تصویر مشخص است. پاس قطری دیدنی ریگی هم به وریا می‌رسد.

 

تصویر 10: گراف پاس‌‌های مسعود ریگی مقابل پرسپولیس از چپ به راست. دایره‌های بزرگ مبدأ و دایره‌های کوچک مقصد پاس‌ها هستند. با کمی دقت می‌توان‌ دریافت ریگی در این دیدار به تعداد مناسبی پاس‌‌های تعویض منطقه و قطری ارسال کرده است.

 

تصویر 11: ارسال پاس قطری توسط ریگی به هدف میلیچ.

 

تصویر 12: ادامه‌ی صحنه‌ی قبل.

 

 

استقلال با این آرایش و حربه‌هایی که به کار بسته بود، در 20 دقیقه‌ی اول بار‌ها و بارها توانست پرسینگ شدید پرسپولیس را که با 5 یا 6 نفر صورت می‌گرفت بشکند و خلق موقعیت کند. اما عجیب آن بود که هرچی بازی جلوتر رفت( تا قبل از گل پرسپولیس) تمایل استقلال به شروع مجدد‌های بلند مظاهری بیش‌تر شد! این در حالی بود  که نه تنها استقلال به خوبی توانسته بود از فاز 1 به 2 بازی‌سازی خود برود، بلکه در جلوی زمین هم بجز ارسلان، مهره‌ی سرزن دیگری مقابل سید جلال و کنعانی نداشت. استقلال از 10 شروع مجدد رشید، 5 بار توانست ضربات سر اول را بزند.


بعد از دریافت گل، استقلال به مدت 10 دقیقه دوباره رو به ساخت بازی از عقب زمین آورد؛ آن‌ها این بار آرایش تهاجمی‌تر 5-2-3 به خود گرفتند ( تصاویر 13 و‌14)

 

تصویر 13: ساخت بازی استقلال با آرایش 5-2-3 و تشکیل عرص 3 نفره در فاز اول بازی‌سازی با اضافه‌شدن مهدی‌پور به فضای میان غلامی-یزدانی.

 

تصویر 14: ادامه‌ی صحنه‌ی قبل؛ ساخت بازی استقلال با آرایش 5-2-3 که «2» و «5» آن در این تصویر مشخص‌اند.

 

و روی تحرک بالای اسماعیلی به خصوص در منطقه‌ی 14، توانستند خطرات خوبی را روی دروازه‌ی پرسپولیس ایجاد کنند( از جمله‌ موقعیت دیاباته‌ که اسماعیلی در شکل‌گیری آن بسیار مؤثر بود)، اما آبی‌ها خیلی زود و از دقیقه‌ی 70 به بعد، درست مشابه با بازی ذوب‌آهن، رو به ارسال‌های مستقیم از خط دفاع آوردند. ارسال‌هایی که هیچ ثمره‌ای برای آبی‌پوشان نداشت. به نظر می‌رسید خود کادرفنی استقلال قبل از همه توانایی‌های نفرات تیمش را در بازی‌سازی از راه زمین و از نه راه هوا! دست کم گرفته باشد.

 

ضعف‌های پرشمار در ساختار دفاعی
فرهاد مجیدی به درستی در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی با ذوب اشاره داشت که ضعف استقلال در دفاع تیمی و نه در دفاع فردی است. شاید مدافعان میانی استقلال از لحاظ کیفی فوق‌العاده‌‌ نباشند و  حتی مهره‌ای چون وریا غفوری آگاهی محیطی گذشته‌اش در کار‌های دفاعی را نداشته باشد، اما جلوتر از همه‌ی این‌ها، ساختار دفاعی آبی‌پوشان با ضعف‌های جدی‌ مواجه است. به همین بازی با دربی برمی‌گردیم؛ جایی که استقلال با آرایش 2-3-5 دفاع می‌کرد و یک یونیت 3+5 در جلوی دفاع این تیم شکل گرفته بود؛ یونیتی که این‌قدر تمرکز خودش را روی بستن کانال‌های کناری و نیم‌فضاها( مناطقی که اغلب موقعیت‌های پرسپولیس این فصل از آن‌جاها شکل گرفته) گذاشته بود که کاملاً از منطقه‌ی 14، مهم‌ترین منطقه‌ی زمین فوتبال برای خلق‌ موقعیت، غافل شده بود. 3 مدافع میانی استقلال، به شکل افراطی برای مهار دو مهاجم پرسپولیس جمع بازی می‌کردند. این جمع بازی کردن به حدی بود که میان مدافع میانی سمت چپ استقلال، مرادمند، و پیستون سمت چپ استقلال( نادری) و البته متقابلاً در سمت دیگر زمین، فضای زیادی ایجاد می‌شد و گهگاهی یکی از 3 هافبک میانی استقلال را مجبور می‌کرد برای پوشش این فضا به 5 نفر عقب زمین اضافه شود. ایجاد فضا میان 5 مدافع، اتفاقی‌ست که کم‌تر به‌‌وقوع‌‌ می‌پیوندد. به‌‌واقع شما خط دفاع خود را از 4 نفر به 5 نفر تبدیل می‌کنید تا تمام عرض زمین را پوشش دهید و دیگر نیازی به اضافه شدن هافبک‌هایتان‌ برای‌ پوشش فضاهای بین مدافعانتان نباشد. ایراد دیگر این بود که 3 مدافع میانی استقلال هیچ تمایلی به خارج شدن از محوطه‌ی جریمه‌ی خودی به هنگام دفاع نداشتند؛ در حالی که حضور 3 مدافع میانی این امکان را به شما می‌دهد در صورت لزوم یکی از 3 مدافع‌‌ میانی برای مهار مهاجم نوک حریف که از محوطه‌ی جریمه خارج شده، با او برود، زیرا می‌داند دو مدافع دیگر برای پوشش او حاضر خواهند بود. ( تصاویر 15‌ و 16)

 

تصویر 15: فاصله‌ی بسیار زیاد ایجاد شده میان نادری و مرادمند، میلیچ را مجبور کرده برای مهار کامیابی‌نیا به آن فضا رود، در نتیجه پرسپولیس در مرکز زمین با حضور پهلوان-نوراللهی-ترابی، مقابل ریگی-مهدی‌پور برتری عددی به‌دست آورده است. حال منطقه‌ی 14 خالی شده‌است. ریگی می‌توانست به آن فضا برود یا حداقل یکی از 3 مدافع استقلال برای پوشش آن فضا سریع‌تر از محوطه‌ی جریمه خارج شوند.

 

تصویر 16: ادامه‌ی صحنه‌ی قبل. تأخیر غلامی در جدا شدن از خط دفاع و عدم پوشش فضای پشت سر مهدی‌پور توسط ریگی، فضای شوت‌زنی به ترابی از منطقه‌ی 14 می‌دهد.

 

ایراد سوم به عدم هماهنگی 3 هافبک جلوی 5 مدافع استقلال در پوشش هم‌دیگر برمی‌گشت. وقتی توپ به یک سمت زمین می‌رفت، دو نفر از 3 هافبک استقلال به همان سمت می‌رفتند تا برتری عددی پرسپولیس را در سمت توپ از بین ببرند. در چنین حالتی معمولاً هافبک سوم باید مراقب پوشش منطقه‌ی 14 باشد، اما استقرار اشتباه 3 هافبک میانی استقلال همواره این منطقه را خالی می‌گذاشت و در نهایت هم دروازه‌‌ی استقلال از همین فضا باز شد. ( تصاویر 17، 18 و 19)

 

تصویر 17: دو هافبک از سه هافبک استقلال، ریگی و میلیچ، به جناح توپ آمده‌اند، هافبک سوم، مهدی‌پور، منطقه‌ی 14 را پوشش نداده است و ترابی به راحتی می‌تواند به آن فضا نفوذ کند.

 

تصویر 18: احمد‌ نوراللهی به زیبایی منطقه‌ی بازی را عوض می‌کند تا بازی را به سمتی ببرد که تجمع بازیکنان استقلال کم‌تر است؛ درست مشابه حربه‌ای که الدحیل برای بازکردن‌ دروازه‌ی استقلال بهره برد.

 

تصویر 19: امیری پا به توپ به سمت دروازه‌‌ی استقلال حرکت می‌کند، مهدی‌پور به استقبال او می‌رود، اما دریبل می‌خورد، ریگی برای پوشش مهدی‌پور به سمت امیری متمایل می‌شود، اما میلیچ دیگر برای پوشش ریگی به منطقه‌ی 14 نمی‌رود. هم‌زمان، هیچ یک از 3 مدافع میانی استقلال برای مهار مغانلو با او از محوطه‌ی جریمه خارج نمی‌شوند. دو ایراد از سه ایراد ذکر شده در متن، در این صحنه مشخص است. دروازه‌ی استقلال در ادامه‌ی همین صحنه روی شوت مغانلو و ضربه‌ی آل‌کثیر در ریباند باز می‌شود.


استقلال با وجود تغییراتی که در دو دیدار اخیر در آرایش و ساختار دفاعی تیمش ایجاد کرد، هم‌چنان در دفاع تیمی‌ خود دچار مشکل بود. ایده‌ی فرهاد مجیدی شاید روی کاغذ درست به‌نظر می‌رسید، اما اجرای کامل و درست آرایش 3 دفاعه، چه در فاز حمله و چه در فاز دفاع، نیاز به زمان و تمرینات بسیار بیش‌تری دارد. نمی‌توان تنها دو هفته تیم خود را با این آرایش تمرین داد و بعد به استقبال مهم‌ترین بازی فصل رفت و انتظار داشت 3 هافبکی که برای اولین بار کنار هم‌ قرار گرفته‌اند، بتوانند به درستی هم‌دیگر را پوشش دهند یا 3 مدافع میانی کاملاً آگاه باشند چه زمانی باید از خط دفاع جدا شوند و چه زمانی در خط دفاع باقی بمانند. هر ایده‌ای برای اجرایی شدن، به ماه‌ها تمرین نیاز دارد. این شاید مهم‌ترین درسی باشد که فرهاد و کادرش می‌توانند از نمایش تیمشان در دو بازی اخیر بگیرند.
 علی کمانگری
منبع داده‌های آماری: مجموعه‌‌ی «یازده»


همه‌چیز از بعد از شکست‌ مقابل الدحیل آغاز شد. یک‌ شکست 4 گله در یک بازی دیدنی، فرهاد مجیدی و کادرش را به فکر ترمیم اساسی ساختار دفاعی استقلال انداخت. بنابراین استقلال از دیدار برگشت مقابل الدحیل، رو به دفاع با آرایش 1-1-4-4 آورد؛ هرچند که به مانند قبل با آرایش پایه‌ی 1-3-2-4 به میدان‌ می‌رفت( تصویر 1).

 

تصویر 1: آرایش 1-1-4-4 استقلال به هنگام دفاع در بازی برگشت با الدحیل.

 

تبلیغات

 در 3 بازی با آرایش 1-1-4-4، استقلال تنها 2 گل را دریافت کرد که از آن 2 گل یکی هم از روی نقطه‌ی پنالتی به دست آمد. با این حال آبی‌پوشان مقابل الاهلی و الشرطه در دیدار برگشت کم موقعیت به حریف ندادند. اما این تغییر آرایش دفاعی با چه هدفی صورت گرفت؟


استقلال قصد داشت با این کار دو هافبک میانی را جلوی 4 مدافعش داشته باشد و با حمایت این دو نفر و هافبک‌های کناری خود، در سمتی که توپ جریان دارد، برتری عددی ایجاد کند و اصطلاحاً با ایجاد «Zonal Pressing»، تیم حریف را در یک گوشه‌ی‌ زمین خفه کند. در این راه استقلال با دو مشکل مواجه شد؛ 1- کشیده شدن هر دو هافبک میانی استقلال به سمت توپ باعث می‌شد این تیم در جلوی 4 مدافع خود دیگر بازیکنی نداشته باشد و منطقه‌ی 14 این تیم خالی شود.( تصویر 2)

 

تصویر 2: حضور مهدی‌پور، یکی از دو هافبک میانی استقلال، در فضای بین دو مدافع میانی، این فرصت را به غلامی می‌دهد تا در صورت دریبل‌خوردن‌ وریا، او را پوشش دهد. رضاوند، دیگر هافبک میانی استقلال، به سمت توپ رفته تا به وریا و موسوی در بازپس‌گیری توپ کمک کند. اسماعیلی، هافبک سمت چپ استقلال، مجبور شده برای پوشش جای خالی مهدی‌پور-رضاوند، به مرکز زمین متمایل شود، اما این کار را با تأخیر انجام می‌دهد و عملاً بازیکن الاهلی در آن فضا آزاد است.

 

2- اگر تیم حریف منطقه‌ی بازی را تعویض می‌کرد، یونیت دفاعی استقلال نمی‌توانست به‌صورت‌ منظم از یک سمت به سمت دیگر شیفت شود و معمولاً به حریف موقعیت می‌داد.( تصویر 3 و 4)

 

تصویر 3: تجمع بازیکنان استقلال در سمت توپ و تعویض منطقه‌ی بازیکن الدحیل.

 

تصویر 4: ادامه‌ی صحنه‌ی قبل: با یک تعویض منطقه، بازیکن الدحیل در موقعیت ارسال قرار می‌گیرد. ارسالی که منجر به اعلام پنالتی به ضرر استقلال می‌شود.


بازگشت به 3 دفاع!
بعد از بازگشت استقلال از آسیا، فرهاد مجیدی در اولین بازی خود رو به آرایش 3 دفاعه آورد؛ تصمیمی که در نگاه اول بسیار تعجب‌برانگیز بود، زیرا مجیدی فصل گذشته هم ابتدا کار خود را با آرایش 3 دفاعه در استقلال آغاز کرد، اما خیلی زود به آرایش 4 دفاعه رفت. این بار به‌نظر می‌رسید فرهاد برای بازی دربی و با دو هدف به آرایش 3 دفاعه بازگشته بود: 1- تشکیل عرض 3 نفره در فاز اول بازی‌سازی بدون نیاز به اضافه شدن یک از هافبک‌های تیم به فضای بین دو دفاع( به‌ویژه بعد از تجربه‌ی تلخ ریگی در بازی با الدحیل به عنوان نفر وسط عرض 3 نفره‌ی استقلال) 2- افزایش عرض تیم هنگام دفاع با حضور 3 مدافع میانی + 2 پیستون برای جلوگیری از شکل‌گیری برتری‌های عددی پرسپولیس در جناحین.


تجربه‌ی استفاده از دفاع 3 نفره مقابل ذوب‌آهن چندان برای فرهاد موفقیت‌آمیز نبود. دروازه‌ی استقلال خیلی زود باز شد و همین مسئله باعث فرو رفتن ذوبی‌ها در لاک دفاعی شد؛ بنابراین آن‌ها با تنها 31? مالکیت توپ، چندان فرصت ساخت بازی خود را پیدا نکردند و بیش‌تر فرصت‌هایشان روی ضد‌حمله‌ و توپ‌های بلند شکل گرفت. هیچ کس نفهمید آیا هارمونی لازم میان 5 نفر عقب زمین استقلال و 3 نفر جلوییشان به هنگام دفاع آبی‌ها با آرایش 2-3-5 وجود دارد یا خیر، زیرا استقلال فرصت فرو رفتن در لاک دفاعی خود را مقابل ذوب پیدا نکرد. به هنگام بازی‌سازی هم خود کادرفنی استقلال با تغییر آرایش‌های‌ مداومش در بازی با ذوب( استقلال 4 بار آرایش ساخت بازی خود را تغییر داد) فرصت شکل‌گیری هماهنگی را از بازیکنان استقلال گرفت.

 

قمار فرهاد در دربی؛ اصرار به خط دفاع 3 نفره.
با همه‌ی این تفاسیر، فرهاد مجیدی و کادرش دست به قمار بزرگی زدند و در بازی  دربی هم با همان آرایش 2-5-3 به‌ میدان رفتند( تصویر 5)

 

تصویر 5: آرایش پایه‌ی 2-4-4 پرسپولیس و 2-5-3 استقلال در شروع مسابقه.

 

برخلاف تصور، استقلال بازی را بسیار خوب آغاز کرد. آن‌ها به هنگام ساخت بازی یکی از دو آرایش 2-4-1-3 یا 2-3-2-3 را به‌ خود می‌گرفتند؛ در حالت اول، ریگی جلوی 3 مدافع حضور داشت و جلوی او مهدی‌پور و میلیچ، هم‌عرض وریا و نادری می‌شدند. در حالت دوم، ریگی و مهدی‌پور جلوی 3 مدافع قرار می‌گرفتند و میلیچ هم‌عرض نادری و وریا. 2 مهاجم تیم هم قایدی و مطهری بودند.( تصاویر 6، 7 )

 

تصویر 6: آرایش 2-4-1-3 استقلال هنگام ساخت بازی. دو مهاجم تیم مطهری و قایدی‌اند که در این تصویر نیفتاده‌اند.

 

تصویر 7: آرایش 2-3-2-3 استقلال هنگام ساخت بازی از عقب زمین.

 

 

برتری عددی 3 به 2 مدافعان میانی استقلال نسبت به دو مهاجم پرسپولیس، همیشه یکی از مدافعان میانی آبی‌ها را آزاد می‌گذاشت؛ از سوی دیگر، مسعود ریگی هم به زیبایی هرچه تمام‌تر خود را میان دو مهاجم پرسپولیس جای‌ می‌داد؛ در نتیجه یکی از 3 مدافع استقلال می‌توانست ریگی را صاحب توپ کند و او هم با یک پاس قطری، وریا یا نادری را در یکی از دو جناح آزاد کند. اتفاقی که مشابه آن را در دیدار با ذوب‌آهن هم دیده بودیم.( تصاویر 8، 9، 10، 11 و‌ 12)

 

تصویر 8: آرایش 2-4-1-3 استقلال هنگام ساخت بازی که «3» و «1» آن در این تصویر مشخص است؛ جای‌گیری عالی ریگی میان دو مهاجم پرسپولیس و ارسال پاس قطری او برای وریا.

 

تصویر 9: ادامه‌ی صحنه‌ی قبل. آرایش 2-4-1-3 استقلال هنگام ساخت بازی از عقب زمین که «4» آن در این تصویر مشخص است. پاس قطری دیدنی ریگی هم به وریا می‌رسد.

 

تصویر 10: گراف پاس‌‌های مسعود ریگی مقابل پرسپولیس از چپ به راست. دایره‌های بزرگ مبدأ و دایره‌های کوچک مقصد پاس‌ها هستند. با کمی دقت می‌توان‌ دریافت ریگی در این دیدار به تعداد مناسبی پاس‌‌های تعویض منطقه و قطری ارسال کرده است.

 

تصویر 11: ارسال پاس قطری توسط ریگی به هدف میلیچ.

 

تصویر 12: ادامه‌ی صحنه‌ی قبل.

 

 

استقلال با این آرایش و حربه‌هایی که به کار بسته بود، در 20 دقیقه‌ی اول بار‌ها و بارها توانست پرسینگ شدید پرسپولیس را که با 5 یا 6 نفر صورت می‌گرفت بشکند و خلق موقعیت کند. اما عجیب آن بود که هرچی بازی جلوتر رفت( تا قبل از گل پرسپولیس) تمایل استقلال به شروع مجدد‌های بلند مظاهری بیش‌تر شد! این در حالی بود  که نه تنها استقلال به خوبی توانسته بود از فاز 1 به 2 بازی‌سازی خود برود، بلکه در جلوی زمین هم بجز ارسلان، مهره‌ی سرزن دیگری مقابل سید جلال و کنعانی نداشت. استقلال از 10 شروع مجدد رشید، 5 بار توانست ضربات سر اول را بزند.


بعد از دریافت گل، استقلال به مدت 10 دقیقه دوباره رو به ساخت بازی از عقب زمین آورد؛ آن‌ها این بار آرایش تهاجمی‌تر 5-2-3 به خود گرفتند ( تصاویر 13 و‌14)

 

تصویر 13: ساخت بازی استقلال با آرایش 5-2-3 و تشکیل عرص 3 نفره در فاز اول بازی‌سازی با اضافه‌شدن مهدی‌پور به فضای میان غلامی-یزدانی.

 

تصویر 14: ادامه‌ی صحنه‌ی قبل؛ ساخت بازی استقلال با آرایش 5-2-3 که «2» و «5» آن در این تصویر مشخص‌اند.

 

و روی تحرک بالای اسماعیلی به خصوص در منطقه‌ی 14، توانستند خطرات خوبی را روی دروازه‌ی پرسپولیس ایجاد کنند( از جمله‌ موقعیت دیاباته‌ که اسماعیلی در شکل‌گیری آن بسیار مؤثر بود)، اما آبی‌ها خیلی زود و از دقیقه‌ی 70 به بعد، درست مشابه با بازی ذوب‌آهن، رو به ارسال‌های مستقیم از خط دفاع آوردند. ارسال‌هایی که هیچ ثمره‌ای برای آبی‌پوشان نداشت. به نظر می‌رسید خود کادرفنی استقلال قبل از همه توانایی‌های نفرات تیمش را در بازی‌سازی از راه زمین و از نه راه هوا! دست کم گرفته باشد.

 

ضعف‌های پرشمار در ساختار دفاعی
فرهاد مجیدی به درستی در کنفرانس مطبوعاتی بعد از بازی با ذوب اشاره داشت که ضعف استقلال در دفاع تیمی و نه در دفاع فردی است. شاید مدافعان میانی استقلال از لحاظ کیفی فوق‌العاده‌‌ نباشند و  حتی مهره‌ای چون وریا غفوری آگاهی محیطی گذشته‌اش در کار‌های دفاعی را نداشته باشد، اما جلوتر از همه‌ی این‌ها، ساختار دفاعی آبی‌پوشان با ضعف‌های جدی‌ مواجه است. به همین بازی با دربی برمی‌گردیم؛ جایی که استقلال با آرایش 2-3-5 دفاع می‌کرد و یک یونیت 3+5 در جلوی دفاع این تیم شکل گرفته بود؛ یونیتی که این‌قدر تمرکز خودش را روی بستن کانال‌های کناری و نیم‌فضاها( مناطقی که اغلب موقعیت‌های پرسپولیس این فصل از آن‌جاها شکل گرفته) گذاشته بود که کاملاً از منطقه‌ی 14، مهم‌ترین منطقه‌ی زمین فوتبال برای خلق‌ موقعیت، غافل شده بود. 3 مدافع میانی استقلال، به شکل افراطی برای مهار دو مهاجم پرسپولیس جمع بازی می‌کردند. این جمع بازی کردن به حدی بود که میان مدافع میانی سمت چپ استقلال، مرادمند، و پیستون سمت چپ استقلال( نادری) و البته متقابلاً در سمت دیگر زمین، فضای زیادی ایجاد می‌شد و گهگاهی یکی از 3 هافبک میانی استقلال را مجبور می‌کرد برای پوشش این فضا به 5 نفر عقب زمین اضافه شود. ایجاد فضا میان 5 مدافع، اتفاقی‌ست که کم‌تر به‌‌وقوع‌‌ می‌پیوندد. به‌‌واقع شما خط دفاع خود را از 4 نفر به 5 نفر تبدیل می‌کنید تا تمام عرض زمین را پوشش دهید و دیگر نیازی به اضافه شدن هافبک‌هایتان‌ برای‌ پوشش فضاهای بین مدافعانتان نباشد. ایراد دیگر این بود که 3 مدافع میانی استقلال هیچ تمایلی به خارج شدن از محوطه‌ی جریمه‌ی خودی به هنگام دفاع نداشتند؛ در حالی که حضور 3 مدافع میانی این امکان را به شما می‌دهد در صورت لزوم یکی از 3 مدافع‌‌ میانی برای مهار مهاجم نوک حریف که از محوطه‌ی جریمه خارج شده، با او برود، زیرا می‌داند دو مدافع دیگر برای پوشش او حاضر خواهند بود. ( تصاویر 15‌ و 16)

 

تصویر 15: فاصله‌ی بسیار زیاد ایجاد شده میان نادری و مرادمند، میلیچ را مجبور کرده برای مهار کامیابی‌نیا به آن فضا رود، در نتیجه پرسپولیس در مرکز زمین با حضور پهلوان-نوراللهی-ترابی، مقابل ریگی-مهدی‌پور برتری عددی به‌دست آورده است. حال منطقه‌ی 14 خالی شده‌است. ریگی می‌توانست به آن فضا برود یا حداقل یکی از 3 مدافع استقلال برای پوشش آن فضا سریع‌تر از محوطه‌ی جریمه خارج شوند.

 

تصویر 16: ادامه‌ی صحنه‌ی قبل. تأخیر غلامی در جدا شدن از خط دفاع و عدم پوشش فضای پشت سر مهدی‌پور توسط ریگی، فضای شوت‌زنی به ترابی از منطقه‌ی 14 می‌دهد.

 

ایراد سوم به عدم هماهنگی 3 هافبک جلوی 5 مدافع استقلال در پوشش هم‌دیگر برمی‌گشت. وقتی توپ به یک سمت زمین می‌رفت، دو نفر از 3 هافبک استقلال به همان سمت می‌رفتند تا برتری عددی پرسپولیس را در سمت توپ از بین ببرند. در چنین حالتی معمولاً هافبک سوم باید مراقب پوشش منطقه‌ی 14 باشد، اما استقرار اشتباه 3 هافبک میانی استقلال همواره این منطقه را خالی می‌گذاشت و در نهایت هم دروازه‌‌ی استقلال از همین فضا باز شد. ( تصاویر 17، 18 و 19)

 

تصویر 17: دو هافبک از سه هافبک استقلال، ریگی و میلیچ، به جناح توپ آمده‌اند، هافبک سوم، مهدی‌پور، منطقه‌ی 14 را پوشش نداده است و ترابی به راحتی می‌تواند به آن فضا نفوذ کند.

 

تصویر 18: احمد‌ نوراللهی به زیبایی منطقه‌ی بازی را عوض می‌کند تا بازی را به سمتی ببرد که تجمع بازیکنان استقلال کم‌تر است؛ درست مشابه حربه‌ای که الدحیل برای بازکردن‌ دروازه‌ی استقلال بهره برد.

 

تصویر 19: امیری پا به توپ به سمت دروازه‌‌ی استقلال حرکت می‌کند، مهدی‌پور به استقبال او می‌رود، اما دریبل می‌خورد، ریگی برای پوشش مهدی‌پور به سمت امیری متمایل می‌شود، اما میلیچ دیگر برای پوشش ریگی به منطقه‌ی 14 نمی‌رود. هم‌زمان، هیچ یک از 3 مدافع میانی استقلال برای مهار مغانلو با او از محوطه‌ی جریمه خارج نمی‌شوند. دو ایراد از سه ایراد ذکر شده در متن، در این صحنه مشخص است. دروازه‌ی استقلال در ادامه‌ی همین صحنه روی شوت مغانلو و ضربه‌ی آل‌کثیر در ریباند باز می‌شود.


استقلال با وجود تغییراتی که در دو دیدار اخیر در آرایش و ساختار دفاعی تیمش ایجاد کرد، هم‌چنان در دفاع تیمی‌ خود دچار مشکل بود. ایده‌ی فرهاد مجیدی شاید روی کاغذ درست به‌نظر می‌رسید، اما اجرای کامل و درست آرایش 3 دفاعه، چه در فاز حمله و چه در فاز دفاع، نیاز به زمان و تمرینات بسیار بیش‌تری دارد. نمی‌توان تنها دو هفته تیم خود را با این آرایش تمرین داد و بعد به استقبال مهم‌ترین بازی فصل رفت و انتظار داشت 3 هافبکی که برای اولین بار کنار هم‌ قرار گرفته‌اند، بتوانند به درستی هم‌دیگر را پوشش دهند یا 3 مدافع میانی کاملاً آگاه باشند چه زمانی باید از خط دفاع جدا شوند و چه زمانی در خط دفاع باقی بمانند. هر ایده‌ای برای اجرایی شدن، به ماه‌ها تمرین نیاز دارد. این شاید مهم‌ترین درسی باشد که فرهاد و کادرش می‌توانند از نمایش تیمشان در دو بازی اخیر بگیرند.
 علی کمانگری
منبع داده‌های آماری: مجموعه‌‌ی «یازده»


 فصل 2021 سوپر لیگ فوتبال چین در حالی کمتر از یک ماه قبل آغاز شده که در همین مدت کوتاه احتمال اینکه سرمربی دو تیم در گروه A این رقابت‌ها تغییر کند، وجود دارد و البته این جابجایی مورد توجه هواداران فوتبال در ایران نیز خواهد بود.

رسانه‌های چینی امروز در خبری عنوان کردند که یوردی کرایوف، بازیکن سابق بارسلونا و سرمربی کنونی شنزن که مرتضی پورعلی‌گنجی نیز در این تیم عضویت دارد، به احتمال فراوان خیلی زود از سمت خود استفعاء خواهد کرد تا دوباره راهی اسپانیا شود.

خوآن لاپورتا، رئیس باشگاه بارسلونا مدتی است به‌طور جدی خواهان حضور یوردی کرایوف در سمت مدیر فنی این تیم شده، اما مرد هلندی هنوز به این پیشنهاد پاسخ مثبت نداده و از حضور در چین ابراز رضایت کرده است.

 

مهم‌ترین نکته‌ای که یوردی کرایوف به آن اذعان دارد، دستمزد پیشنهادی لاپورتا و اختلاف عجیب او با مبلغی است که در چین دریافت می‌کند، اما او هنوز به‌صورت رسمی به درخواست رئیس باشگاه بارسلونا جواب منفی نداده و رسانه‌های چینی تاکید دارند که این انتقال با بهبود پیشنهاد مالی انجام خواهد شد و سرمربی پورعلی‌گنجی، مدیر فنی بارسلونا می‌شود.

 

اما اتفاق مورد توجه دیگری که رسانه‌های چینی به آن اشاره کرده‌اند، احتمال بالای قطع همکاری باشگاه کانگژو با افشین قطبی است چراکه تیم او در پنج هفته اخیر سوپر لیگ چین دو شکست و سه پیروزی داشته و هنوز موفق به کسب پیروزی نشده تا تیمش با 3 امتیاز در رده هفتم جدول هشت تیمی گروه A سوپر لیگ چین بایستد.

 

قطبی در فصل 2019 موفق شد تیمش را به سوپر لیگ چین برساند، اما سال گذشته نیز سقوط را تجربه کرد که البته با تغییر مالکیت و نام باشگاهش، دوباره در سطح اول فوتبال این کشور ماندند و کارشان را در پنج هفته اخیر دنبال کردند.

 

 

رسانه‌های چینی عنوان کرده‌اند که بیشتر تماشاگران کانگژو از حضور افشین قطبی در تیمشان رضایت دارند و معتقد هستند هزینه‌های تیم او بسیار پایین‌تر از رقبای سرسخت‌شان ازجمله شاندونگ، شنزن و گوانگژو است و به همین دلیل نباید به این زودی با سرمربی ایرانی قطع همکاری کنند.

 

با این وجود اما مدیران باشگاه کانگژو که با خرید امتیاز این تیم به دنبال نتیجه‌ای مطلوب در فصل جاری هستند و به نظر می‌آید صبر زیادی هم ندارند، می‌خواهند با سرمربی سابق پرسپولیس و تیم ملی ایران قطع همکاری کنند و شاید سریع‌ترین انتقال در بین نیمکت‌های سوپر لیگ چین، جدایی قطبی از این تیم باشد.

 

نکته جالب توجه‌تر اینکه سایت کالچو مرکاتو ایتالیا نیز به موضوع تغییر سرمربی زودهنگام در فوتبال چین پرداخته و نوشته است: «آندره‌آ استراماچونی یک ماه قبل پیشنهادی را از لیگ ستارگان قطر دریافت کرد و در حال بررسی آن است، اما اخیرا نیز به این سرمربی ایتالیایی پیشنهادی از کشور چین و باشگاه کانگژو رسیده که موجب شده او فعلا به پیشنهاد قطری‌اش پاسخ مثبت ندهد.»

 

این سایت ایتالیایی ضمن اعلام شرایط تیم شنزن در جدول گروه A سوپر لیگ چین، عنوان کرده: «مدیران باشگاه کانگژو به دنبال نتایج موفق و صعود به رتبه‌های بالاتر در یک زمان مشخص هستند که قصد دارند این راه را با استراماچونی آغاز کنند و به همین منظور به سرمربی سابق اینتر میلان پیشنهاد داده‌اند.»

 

 

سایت کالچو مرکاتو در گزارش خود آورده است: «حضور استراماچونی در فوتبال ایران نیز در ارائه این پیشنهاد بی‌تاثیر نبوده چراکه چینی‌ها اوضاع فوتبال ایران را هم طی سالیان اخیر رصد کرده‌اند و می‌خواهند استراماچونی را جانشین افشین قطبی کنند.»

 

باشگاه کانگژو بخاطر اینکه 35 روز مسابقات سوپر لیگ فوتبال چین برگزار نمی‌شود، قصد دارد از این فرصت طولانی استفاده کند و سریعا تغییرات کادر فنی را با حضور استراماچونی به جای قطبی انجام دهد تا آماده ادامه فصل شود؛ اتفاقی که کالچو مرکاتو نیز به آن اشاره داشته و اعلام کرده استراماچونی بین کانگژو و پیشنهاد قطری یکی را انتخاب می‌کند.


 نادرداوودی مدیرمسئول سابق نشریه تماشاگران که یک عکاس چیره دست هم هست، در یادداشتی خواندنی از تجربه حضور دردربی نوشته است، مسابقه‌ای در غیاب تماشاچی که به قول او فوتبال را با حالتی عریان برایش به نمایش گذاشته.

این نوشته با تعدادی از عکس‌های او در این روز همراه شده است که تصویر جالب‌تری را از این مشاهده دوساعته به نمایش می‌گذارد.


*فوتبال در مفهوم امروزی‌اش ملغمه‌ای است از ورزش، سرگرمی، تبلیغات و تجارت. یک ریالیتی شو که نیمی واقعی و نیمی برنامه‌ریزی شده است. تماشاگران به طور عمده از طریق دوربین‌های تلویزیونی، پیشرفت تکنولوژی در پوشش مسابقه‌ها، صدای مفسر و گزارشگر و حتی گاهی استفاده از صدای بلندگو در ورزشگاه‌ها در جریان یک بازی قرار می‌گیرند.

 

 فوتبال از طریق صفحه‌ی نمایشگری دیده می‌شود که در پشت صحنه‌اش ساز و کارهای فراوانی در خدمت برجسته کردن جذابیت‌ها و فرو کاستن از زشتی‌ها وجود دارد. صدای همهمه جمعیت، صدای واکنش مردم به صحنه‌ها و تشویق هواداران، محیط (آمبیانس) را ایجاد می‌کند. این صدا در واقع اصلی‌ترین صدایی است که از ورزشگاه به خاطر آورده می‌شود و فوتبال در زیر سایه‌ی این صدا در طول تاریخ به یک هیجان بی‌مانند بدل شده. آدرنالین خون بازیکنان بیشتر ترشح می‌شود، آن‌ها بهتر بازی می‌کنند، بازی هیجان انگیزتر می‌شود و تاثیر اساسی در کیفیت بازی بازیکنان به وجود می‌آید. تجارت و بازرگانی فوتبال، مرهون توجه تماشاگران (مخاطب‌ها) است. 

 

 

اما در دوره کرونا، ما با فقدان این فاکتور مهم مواجه شده‌ایم، چندان که پخش تلویزیونی فوتبال مصنوعی‌تر شده است و جای خالی تماشاگران در ورزشگاه با افه‌های صوتی پر می‌شود. فوتبال برای یک دوره محدود تا زمانی که دوباره عادی‌سازی‌ها صورت بگیرد، صحنه‌ی جدیدی را تجربه می‌کند که منهای اصلی‌ترین عنصر معنادهنده به خویش است. تماشای فوتبال در ورزشگاه اگر برای کسی میسر شود، مثل تماشای یک فیلم نیمه‌تخیلی نیست.

حالا دیگر بیشتر به یک مستند واقعی میماند که صدای فیلم در سر صحنه برداشته می‌شود. عریان‌تر از همیشه پیش روی خبرنگاران. با امکان شنیدن صدای همه از داور گرفته تا مربیان و بازیکنان. 

 

 

انگار ما فوتبال به اصطلاح حرفه‌ای را در مقیاس زمین خاکی تماشا می‌کنیم. فقدان تماشاگر باعث شده تا صدا به صدا برسد. یعنی آن صداهایی که در همهمه‌ی تماشاگران گم می‌شد، اکنون به راحتی شنیده می‌شود. حرف‌هایی که عوامل صحنه به هم می‌زنند را سایرین هم می‌شوند. 

 

در بازی استقلال و پرسپولیس در روز جمعه، مهم‌ترین نکته‌ای که به چشمم آمد، بیچارگی و درماندگی داور در بین دو اردوگاه بود. آن‌ها که از دقیقه اول داور را به زیر فریاد و اعتراض خویش گرفتند. 


یحیی گل‌محمدی جزو باشخصیت‌ترین بازیکنان سابق و مربیان فوتبال ایران است. نجیب، محترم و ساکت با کوله‌باری از تجربیات. اما او یک نفس بر سر داور فریاد می‌کشید و داور را متهم می‌کرد به حمایت از استقلال. اصلاً یک داور چگونه می‌تواند در زیر فریادهای دایمی دو تیم به کار خویش بپردازد؟ او که بیش از همه به تمرکز احتیاج دارد. به خصوص که در ایران از ویدیو چک هم استفاده نمی‌کنیم، اگرچه عوامل صحنه همگی مدعی هستند که از قاضی داناتر هستند. همه با قضاوت نسبت به کار کسی حرف می‌زنند که در عمل حتا نقش او را به رسمیت نمی‌شناسند. در فوتبال ایران به نحو اعجاب‌آوری بازیکنان و مربیان به قدری روی ذهن داور فشار می‌آورند که داور اساساً اشتباه می‌کند. حالا این یا از سر ناآگاهی است و یا مطابق با یک استراتژی که در رختکن آموزش داده شده. بر اساس این ایده که اگر شما به اعتماد به نفس داور را لطمه بزنید، در ادامه می‌توانید کنترلش کنید و او را در اختیار خود بگیرید. برای همین دعوایی که در دقایق پایان بازی رخ داد، محصول رفتار و آموزش مربیان تیم‌ها است. دعوای اصلی را مربیان به وجود می‌آورند و سپس به بازیکنانشان تسری می‌دهند.

 

 

 

 


در واقع برهنگی فوتبالِ بدون تماشاگر، نشان داد که داور بی‌پناه‌ترین فرد صحنه است. بازیکنان سعی می‌کنند تا با فریادها و اعتراض‌های خود ذهن داور را دستکاری کنند تا کنترل بازی از دست او خارج بشود. او همیشه مقصر شکست‌هاست و این از بارزترین ویژگی‌های فوتبال کثیف است.

 

حرف زدنِ بازیکنان با یکدیگر هم جالب است. مثلا دروازه‌بان‌ها بیشتر از کاپیتان‌ها با تیم حرف می‌زدند. دروازه‌بانی که کاپیتان تیمش نیست، چرا باید اینقدر فریاد بزند؟ آیا می‌اندیشد از آن‌جایی که ایستاده، اشراف بیشتری به بازی دارد و داناتر از کادر فنی به تیم است؟ پاسخ من لزومن مثبت نیست، تا مربیان چه بگویند.اما این میزان صحبت از سوی گلرها برای من عجیب بود.البته همیشه می‌دیدم در پس هر موقعیت،دروازه‌بان ایرانی ناگهان به سمت کسی می‌دود و او را بابت اشتباهش مورد حمله قرار می‌دهد. 

 

 

یک نکته دیگر برای من خطاهای بی محابا در این مسابقه بود.مثلا وریا غفوری در بازی جمعه با دست چپ و دور از چشم داور به صورت مهدی ترابی زد. در جایی که اصلاً به این خطا احتیاجی نبود.من تصویر خطا را با چند صدم ثانیه گرفتم و بعد منتظر تصویرگرفتن از عذرخواهی کاپیتان شایسته استقلال بودم اما این اتفاق رخ نداد. 

 


با شنیدن نود دقیقه حرافی از حاضران  در دربی  متوجه شدم ، بازیکنان ایرانی به لحاظ ذهنی کاملا به هم ریخته‌اند . بازیکنان ایرانی از زبان بیشتر از مغزشان استفاده می‌کنند و ما بازیکنان کمی داریم که با هم تیمی‌های خود دعوا نمی‌کنند و یا با کادر مربیگری در تقابل نیستند و بعد از طریق رسانه‌ها بر سر داور فریاد نمی‌زنند. اگر بازیکنان ما در سطح ملی به این رفتارها عادت کنند که کرده‌اند، در سطح بین‌المللی این کارها را تکرار می‌کنند. ما به بدترین حالت و در بدترین زمان، دیدیم که این روحیه چگونه تیم ملی ما را در مقابل ژاپن در جام ملت‌های آسیا گرفتار کرد و ما را در یک لحظه، به یک بازنده بزرگ و بی‌روحیه تبدیل کرد. آنقدر بازیکنان ایرانی دعوا با داور را تمرین می‌کنند که فریاد زدن بر سر داوران را حق خود می‌انگارند. 

 

 

در دعوای آخر بازی، یحیی گل محمدی خود را از این سروصدا دور نگه داشت و به تقلای سرمربی استقلال و برادرش میان بازیکنان دو تیم  و همینطور کریم باقری نگاه کرد. این همان آرامشی بود که از یک مربی که حالا در موقعیت برنده بود توقع می‌رفت.راستش این موضوع جدا کردن هم نکته‌ایست که بعدا درباره‌اش حرف خواهیم زد. عملی که خودش از نظر خشونت همطراز با دعوا و درگیری است!

 

 

 

آیا در فوتبال ایران روش‌های فوتبال غیرمنصفانه، آگاهانه و ناخودآگاهانه ترویج می‌شود؟" برو روی مخش، اعصابش رو به‌هم بریز، اجازه نده تمرکز کنه و تا حد امکان از فریب استفاده کن، چه برای داور و چه برای حریف. "

 

به نظرم ما استعداد ذهنی برای پیشرفت در مسابقه‌ی فوتبال را از دست داده‌ایم و این یکی از بزرگترین نواقص فوتبال ماست. بازیکنان ما بیشتر به صورت شفاهی فوتبال بازی می‌کنند تا با ذهن و مغز و شعورشان. به همین دلیل است که ما بازیکن باهوش، خیلی کم داریم. بازیکن زیرکی که بتواند طرح کلی بازی را در بیاورد. و متاسفم بگویم که رسانه ها بسیار در این وضع به وجود آمده نقش داشته‌اند. 


 بدون تردید تلخ‌ترین اتفاق دربی پایتخت درگیری بازیکنان دو تیم در دقایق پایانی بود. در حالی که داور بازی 5 دقیقه وقت اضافه برای دیدار حساس استقلال و پرسپولیس گرفته و زمان وارد ششمین دقیقه از وقت‌های اضافی شده بود، همگان انتظار سوت پایان را می‌کشیدند.


در یکسو پرسپولیسی‌ها منتظر پایان بازی بودند تا برای خوشحالی وارد زمین مسابقه شوند و در سوی دیگر استقلالی‌ها آرزو می‌کردند کاش زمان بیشتری داشتند تا شاید گل خورده را جبران کنند و بازنده نشوند.

 

 

 


درست در ثانیه‌هایی که عصبانیت و ناراحتی در چهره استقلالی‌ها موج می‌زد، لو رفتن یک توپ کافی بود تا محمد نادری مدافع چپ آبی پوشان ناامید از بازگشت تیمش به مسابقه تکلی خشن روی پای میلاد سرلک مدافع حریف برود.

 

 

 

 


این تکل زمینه‌ساز یک جنجال بزرگ بود؛ مهدی ترابی شاکی از تکل نادری به سمت او رفت و درشرایطی که دوربین تلویزیون لحظه‌ای تغییر جهت داد داریوش شجاعیان و  مسعودریگی هم وارد ماجرا شدند.از آن طرف هم احسان پهلوان و بعد ناگهان فرشاد فرجی که بیش از بقیه عصبانی بود و همهمه را تبدیل به دعوا کرد.

 

 


این درگیری ها البته با وساطت بزرگ‌ترهای زمین و به خصوص کریم باقری و نصرالله عبداللهی خاتمه یافت. باقری که همواره در پایان دادن به درگیری ها دستی بر آتش دارد، این بار هم برای اینکه جلوی عواقب خطرناک را برای بازیکنانش بگیرد، سریعا وارد زمین شد و با گرفتن گردن ودهان فرشاد فرجی مانع از آن شد تا بازیکن سرخ‌ها به ادامه جدال لفظی و فیزیکی با ستاره های استقلال بپردازد. به نوعی کریم باقری با گرفتن یار خودی مانع از ادامه پیدا کردن درگیری ها شد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


همچنین عبداللهی نیز به کمک فریبرز محمود زاده نماینده فدراسیون و سهیل مهدی رییس کمیته مسابقات سازمان لیگ و البته برخی دیگر از مسئولان برگزاری و دست اندرکاران دو تیم بازیکنان را آرام کردند و درگیری پیش آمده بعد از مدتی کوتاه پایان یافت که در این بین فرهاد و فرزاد مجیدی ، محمد دانشگر، محمد مرادمند ، سیدجلال حسینی، صالح مصطفوی ، افشین پیروانی ، داوود فنایی و احسان پهلوان  تلاش زیادی کردند تا داستان به اتمام برسد.

 

 

 

 

 

 

این هم تصویری از خبرگزاری فارس که فریمی دیگر از درگیری را گرفته و صحنه دعوای فرجی و غلامپور را نشان می‌دهد.

 


اگرچه رییس فدراسیون فوتبال امروز دستور داده تا با خاطیان و عاملان درگیری در دربی برخورد شدید شود و همچنین از کمیته انضباطی فدراسیون هم اخباری مبنی بر محرومیت چند عضو سرخابی شنیده می‌شود اما مرور فریم به فریم درگیری‌ پیش امده از زاویه دوربین سجاد ایمانیان خالی از لطف نیست.


استقلال در حالی شهرآورد 95 را از دست داد که روی تنها موقعیت مهم و جدی پرسپولیس، دروازه اش را باز شده دید و در طرف مقابل، در چند فرصت خوب گلزنی که آبی پوشان به دست آوردند، در باز کردن دروازه حامد لک ناکام بودند.


بازیکنان خارجی استقلال که تاکنون در تاریخ دربی های تهران موفق به گلزنی نشده اند، روز گذشته می توانستند با تصمیماتی بهتر و مناسب، حداقل زننده یا زمینه ساز یک گل برای تیمشان باشند، ولی دو تصمیم اشتباه میلیچ و دیاباته که دقیقا باید برعکس یکدیگر رخ می دادند، مانع از رساندن استقلال به گل در شهرآورد جمعه شدند.


در دقیقه 42 مسابقه، استقلال روی کار خوب تیمی میلیچ و مطهری می توانست یک موقعیت جدی را به روی دروازه پرسپولیس تدارک ببیند. یک و دوی خوب میلیچ با مطهری، بازیکن کروات آبی پوشان را درون محوطه جریمه صاحب فرصت کرد و در حالیکه انتظار می رفت میلیچ با یک شوت دروازه حامد لک را تهدید کند، به گمان اینکه مطهری برای تکرار حرکت یک و دو وارد محوطه جریمه شده است، چشم بسته توپ را به نقطه مدنظرش فرستاد ولی ارسلان که در همان پشت محوطه جریمه مانده بود، نتوانست از این فرصت استفاده کند و این توپ توسط مدافعین پرسپولیس راهی کرنر شد.

 

در این صحنه اگر چه توپ روی پای غیرتخصصی میلیچ بود ولی شاید اگر خود او به قصد باز کردن دروازه پرسپولیس اقدام به شوت زنی می کرد، صحنه خطرناک تری به روی دروازه حامد لک رخ می داد ولی این بازیکن در جایی که باید شوت می زد، پاس داد و همین مسئله منجر به از دست رفتن یک موقعیت خوب گلزنی شد.

در نیمه دوم عکس این اتفاق برای دیاباته رخ داد. در دقیقه 64 پاس خوب فرشید اسماعیلی در پشت محوطه 18 قدم به دیاباته رسید و این بازیکن پس از یک چرخش وارد محوطه جریمه شد و در حالیکه وریا غفوری را در سمت راست خودش داشت، تصمیم گرفت تا خودش برای گلزنی اقدام کند و با ضربه ای بی دقت، توپ را به آسمان کوبید و یکی از جدی ترین فرصت های دربی 95 از دست رفت.

 

 


در این لحظه که منطق حکم می کرد دیاباته باید با از خودگذشتگی، وریا را که در موقعیت بهتری بود صاحب توپ می کرد، اما این بازیکن تصمیم گرفت تا خودش به سمت دروازه پرسپولیس شوت زنی کند و این تصمیم اشتباه منجر به از دست رفتن فرصت بزرگی برای استقلال شد.


میلیچ و دیاباته در این دیدار می توانستند با تصمیم های درست، شانس استقلال برای گلزنی را افزایش دهند ولی در جایی که باید میلیچ شوت می زد، پاس داد و در جایی که دیاباته باید پاس می داد، شوت زد و همین مسئله منجر به شکست استقلال در دربی تهران شد.


استقلال در حالی شهرآورد 95 را از دست داد که روی تنها موقعیت مهم و جدی پرسپولیس، دروازه اش را باز شده دید و در طرف مقابل، در چند فرصت خوب گلزنی که آبی پوشان به دست آوردند، در باز کردن دروازه حامد لک ناکام بودند.


بازیکنان خارجی استقلال که تاکنون در تاریخ دربی های تهران موفق به گلزنی نشده اند، روز گذشته می توانستند با تصمیماتی بهتر و مناسب، حداقل زننده یا زمینه ساز یک گل برای تیمشان باشند، ولی دو تصمیم اشتباه میلیچ و دیاباته که دقیقا باید برعکس یکدیگر رخ می دادند، مانع از رساندن استقلال به گل در شهرآورد جمعه شدند.


در دقیقه 42 مسابقه، استقلال روی کار خوب تیمی میلیچ و مطهری می توانست یک موقعیت جدی را به روی دروازه پرسپولیس تدارک ببیند. یک و دوی خوب میلیچ با مطهری، بازیکن کروات آبی پوشان را درون محوطه جریمه صاحب فرصت کرد و در حالیکه انتظار می رفت میلیچ با یک شوت دروازه حامد لک را تهدید کند، به گمان اینکه مطهری برای تکرار حرکت یک و دو وارد محوطه جریمه شده است، چشم بسته توپ را به نقطه مدنظرش فرستاد ولی ارسلان که در همان پشت محوطه جریمه مانده بود، نتوانست از این فرصت استفاده کند و این توپ توسط مدافعین پرسپولیس راهی کرنر شد.

 

در این صحنه اگر چه توپ روی پای غیرتخصصی میلیچ بود ولی شاید اگر خود او به قصد باز کردن دروازه پرسپولیس اقدام به شوت زنی می کرد، صحنه خطرناک تری به روی دروازه حامد لک رخ می داد ولی این بازیکن در جایی که باید شوت می زد، پاس داد و همین مسئله منجر به از دست رفتن یک موقعیت خوب گلزنی شد.

در نیمه دوم عکس این اتفاق برای دیاباته رخ داد. در دقیقه 64 پاس خوب فرشید اسماعیلی در پشت محوطه 18 قدم به دیاباته رسید و این بازیکن پس از یک چرخش وارد محوطه جریمه شد و در حالیکه وریا غفوری را در سمت راست خودش داشت، تصمیم گرفت تا خودش برای گلزنی اقدام کند و با ضربه ای بی دقت، توپ را به آسمان کوبید و یکی از جدی ترین فرصت های دربی 95 از دست رفت.

 

 


در این لحظه که منطق حکم می کرد دیاباته باید با از خودگذشتگی، وریا را که در موقعیت بهتری بود صاحب توپ می کرد، اما این بازیکن تصمیم گرفت تا خودش به سمت دروازه پرسپولیس شوت زنی کند و این تصمیم اشتباه منجر به از دست رفتن فرصت بزرگی برای استقلال شد.


میلیچ و دیاباته در این دیدار می توانستند با تصمیم های درست، شانس استقلال برای گلزنی را افزایش دهند ولی در جایی که باید میلیچ شوت می زد، پاس داد و در جایی که دیاباته باید پاس می داد، شوت زد و همین مسئله منجر به شکست استقلال در دربی تهران شد.


وریا غفوری کاپیتان استقلال در مرحله گروهی لیگ قهرمانان آسیا، یکی از بهترین بازیکنان تیمش بود و دو بار نیز به انتخاب کنفدراسیون فوتبال آسیا، عنوان بهترین بازیکن زمین را از آن خود کرد.


با وجود بازی های خوب وریا و حضور او در میان برترین بازیکنان این رقابت ها، اما نسبت به عملکرد او انتقاداتی شد. کاپیتان آبی پوشان در در گفت‌وگوی با همشهری ورزشی پاسخی محکم به منتقدانش در این تورنمنت داده است.

 

 

از لیگ قهرمانان و صعود استقلال به مرحله حذفی شروع کنیم.
بازی‌ها خیلی سخت و فشرده بود ولی خدا را شکر که سربلند شدیم و توانستیم از مرحله گروهی صعود کنیم. این تورنمنت تمام شد و حالا باید برای بازی‌های لیگ و حذفی آماده شویم.

 

میزبانی عربستانی‌ها چطور بود؟
همه‌چیز خوب بود، یعنی عالی بود. فقط اگر در استادیوم اصلی به میدان می‌رفتیم، بهتر هم می‌شد و می‌توانستیم بازی‌های باکیفیت‌تری انجام دهیم. جا دارد همین‌جا از عربستانی‌ها تشکر کنم چون باز هم می‌گویم همه‌چیز عالی بود.

 

در مرحله حذفی به الهلال خورده‌اید و از الان بحث میزبانی ایران از نماینده عربستان حسابی داغ شده است. در این خصوص چه نظری داری؟
واقعا امیدوارم با دیپلماسی همه‌چیز حل شود و ما بتوانیم از حق میزبانی خودمان استفاده کنیم.

 

سطح بازی‌ها را چطور ارزیابی می‌کنی؟ خیلی‌ها اعتقاد داشتند کیفیت بازی‌های این فصل لیگ قهرمانان افت کرده است.
من در همان کنفرانس مطبوعاتی بازی آخر هم گفتم وقتی شما هر 3 ‌روز بازی می‌کنید، قطعا بازیکنان نمی‌توانند بهترین کیفیت‌شان را به نمایش بگذارند. به‌نظرم همین موضوع باعث شد تا بازی‌های مرحله گروهی از لحاظ کیفی کمی لطمه بخورد.

 

درخصوص برنامه‌های لیگ هم صحبت می‌کنی که این روزها اعتراض شدید پرسپولیسی‌ها را به همراه داشته است.
هرطور برنامه‌ریزی کنند ما خدا را شکر می‌کنیم چراکه شرایط تیم‌مان خوب است. یک‌مقدار خستگی داریم و همین جابه‌جایی چندروزه برنامه بازی‌ها می‌تواند به ما کمک کند.

 

داربی هم نزدیک است و پرسپولیسی‌ها بارها گفته‌اند حاضر نیستند تا بازی عقب‌افتاده استقلال انجام شود، در داربی حاضر شوند. در این خصوص هم صحبت می‌کنی؟
نمی‌دانم چه باید بگویم. هر اتفاقی رخ دهد ما در زمین حاضر می‌شویم و مشکل خاصی نداریم.

 

 

 

در مرحله گروهی 2‌بار به‌عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب شدی و شاید اگر داور آن پنالتی را مقابل الدحیل نمی‌گرفت، 3‌ بار به این عنوان می‌رسیدی. با وجود این در فضای مجازی برخی‌ها به عملکردت اعتراض داشتند. در این خصوص چه نظری داری؟
به‌نظرم این داستان خیلی عجیب بود. معتقدم اگر داور در بازی با الدحیل آن پنالتی عجیب را به نفع قطری‌ها نمی‌گرفت، من در آن بازی هم به‌عنوان بهترین بازیکن زمین انتخاب می‌شدم و روی هم رفته 3‌ بار به این عنوان می‌رسیدم. من در بازی با الدحیل هم خیلی خوب بازی کردم. با این حال، انتقاد همیشه بوده و هست و این انتقادات من را قوی‌تر می‌کند. این انتقادات باعث می‌شود من با عملکردم کاری کنم تا خیلی‌ها دنبال سوراخ موش بگردند و در آن قایم شوند. من در بازی با الشرطه بهترین بازیکن زمین شدم اما باز هم از من انتقاد کردند، این دیگر واقعا خنده‌دار است. کسانی از من انتقاد می‌کنند که وقتی به صفحه‌های آنها نگاه می‌کنم، بیشتر شبیه ربات هستند تا آدم.

 

برخی از استقلالی‌ها اعتقاد دارند انتقادات از وریا فنی نیست و به مسائل بیرون زمین ربط دارد. این موضوع را قبول داری؟
صددرصد همینطور است. عملکرد من مشخص است. من هر موقع برای استقلال بازی کردم، هم از نظر دفاعی خوب بودم و هم در فاز هجومی به تیم کمک کردم و کادرفنی از من رضایت داشته است. رضایت کادرفنی برای من مهم است. این وسط شاید بعضی‌ها بیایند و بخواهند من را تخریب کنند که این داستانش جداست و قطعا بحث فوتبال نیست. در این بین باید به این نکته هم توجه داشت که سیستم بازی ما با گذشته تفاوت‌هایی دارد. فصل گذشته و به‌خصوص زمان استراماچونی، ما با سیستم 2-5-3 بازی می‌کردیم و من این آزادی عمل را داشتم تا در حملات شرکت کنم اما الان در سیستم 4‌ دفاع، وظیفه من دفاع کردن است نه گل زدن و پاس‌گل دادن. به همین دلیل من در سیستم جدید خیلی نتوانستم در کار هجومی شرکت کنم چون آزادی عمل گذشته را نداشته‌ام.

 

 

 

فرهاد مجیدی در آخرین کنفرانس مطبوعاتی لیگ‌قهرمانان مدعی شد تو می‌توانی امسال جام قهرمانی این بازی‌ها را بالای سر ببری. نظر خودت در این مورد چیست؟
خود این موضوع هم وظیفه من و هم وظیفه سایر بازیکنان استقلال را سخت‌وسخت‌تر می‌کند. ما با تمام توان می‌جنگیم و امیدوارم به این هدف برسیم.

 


فکر می‌کنی استقلال پتانسیل قهرمانی در آسیا را دارد؟
سخت است اگر بخواهیم این حرف را بزنیم؛ چراکه ما از لحاظ امکانات خیلی عقب هستیم. با وجود این، ما بازیکنان خوبی داریم و می‌توانیم به هدف‌مان برسیم.


چندی پیش که عیسی آل‌کثیر به دلیل نوع شادی پس از گلش از سوی AFC محروم شد بسیاری این موضوع را به گزارش‌هایی که از ایران برای این نهاد ارسال شد ارتباط دادند. در آن زمان هواداران پرسپولیس، برخی از هواداران رقیب و چهره‌های مطرح و پرنفوذ وابسته را متهم به «وطن‌فروشی» کردند و دامنه بحث‌های این چنینی هنوز هم در بین فوتبالی‌ها داغ است.

سی سال پیش استقلال و پرسپولیس همزمان در رقابت‌های جام باشگاه‌های آسیا و جام در جام آسیا حضور داشتند و هر دو هم در نهایت قهرمان هر دو جام شدند. در آن زمان اگرچه رسانه‌ها همچون امروز در زندگی تک‌تک هواداران این تیم‌ها حضور نداشتند اما جو عمومی به گونه‌ای بود که اغلب هواداران این دو تیم به بازی‌های رقیب به چشم بازی‌های ملی نگاه می‌کردند. حتی شمایل مشابه پیراهن‌های دو تیم در این رقابت‌ها که بر روی آن فقط نام ایران حک شده بود نیز نشان از ملی بودن این بازی‌های باشگاهی برای فوتبال ایران داشت. پنج سال بعد از آن نیز وقتی دو تیم، در این دو جام میزبان حریفان ازبکستانی بودند و به فاصله یک هفته برای جبران باخت‌های پرگل خود در بازی رفت باید حریفان ازبک خود را می‌بردند، مدیران هر دو باشگاه از هواداران خود خواستند تا به تشویق رقبای خود در مقابل حریفان ازبکستانی بروند و نتیجه هم در نهایت دو کامبک تاریخی برای این دو تیم در مصاف با حریفان‌شان شد. 


اما سه سال بعد یعنی در سال 78 که استقلال میزبان نیمه‌نهایی و فینال جام باشگاه‌های آسیا بود دیگر خبری از آن اجماع ملی به آن شدتی که در سال 75 شکل گرفته بود نبود. کم‌کم هواداران  متوجه شدند که موفقیت رقیب در آسیا، به معنای ضعف آنها در کری‌خواندن است. چه بسا اگر آن زمان اینستاگرامی وجود داشت می‌شد شادی هواداران پرسپولیس از باخت استقلال در فینال را به وضوح دید. هر چند همان زمان شادی از باخت رقیب در آسیا از سوی عده زیادی به وطن‌فروشی تعبیر می‌شد.

 

اما آنچه در سال‌های اخیر پیش آمده، روی دیگر رقابت هواداری در فوتبال ایران است. یک روی افراطی که از هر مستمسکی برای زدن رقیب در بیرون از زمین فوتبال استفاده می‌کند. اینکه توقع داشته باشیم هوادار استقلال آرزوی باخت پرسپولیس را در آسیا نکند توقع بیجایی است و یا اینکه هوادار پرسپولیس برای بردن استقلال دعا کند. کما اینکه در فصل قبل لیگ قهرمانان به یمن توئیتر و اینستاگرام متوجه شدیم که هواداران عربستانی الهلال آرزوی باخت النصر مقابل پرسپولیس را داشتند. چند سال پیش همین هواداران النصر در ورزشگاه خانگی خود هنگام گلزنی پرسپولیس به الهلال خوشحالی کردند. پس در فوتبال امروز آسیا دیگر کمتر از قبل به بازی‌های باشگاهی به چشم بازی ملی نگاه می‌شود و در اروپا که این موضوع اصلا محلی از اعراب ندارد.

 

اما آیا این حجم از دشمنی و گزارش دادن‌های اینستاگرامی و توییتری بر علیه رقبا در فوتبال ایران هم طبیعی است؟ آیا در شرایطی که خوب می‌دانیم فوتبال ایران پایگاه سیاسی قوی و مستحکمی در AFC ندارد، گزارش دادن‌های این چنینی در کل به سود منافع ملی ایران است یا خیر؟ 

 


خوب می‌دانیم که آنجا که افسار هر کاری به دست توده‌ی بی شکل مردم بیفتد و خردمندی از امور حذف شود، دیگر آینده‌نگری محلی از اعراب ندارد اما در شرایطی که نخبگان(در اینجا مدیران، اصحاب رسانه و ...)هم وارد این بازی‌های بی سر و ته شوند دیگر باید کمی نگران شد. آنچه هواداران فوتبالی را وارد این بازی‌ها می‌کند و به خود کامنت گذاشتن با زبان الکن انگلیسی خود را در صفحات مجازی AFC و تیم‌های عربی را می‌دهد، جدا از کری‌های فوتبالی، شاید نبودن مرجع عدالت محور در فوتبال ایران برای پاسخگویی به شبهاتی باشد که هواداران هر تیمی را مجاب به بی‌عدالتی بر علیه تیمش می‌کند. اگر قانون‌گریزی و مصلحت‌ها در نهادهای قانونی همین مملکت توبیخ می‌شد و اگر بر خطاها سرپوش گذاشته نمی‌شد هوادار فوتبال هم شاید راه را در بردن شکایت به نهادی بالاتر نمی‌دید. بی‌عدالتی‌هایی که اغلب به خاطر مصلحت‌ سنجی‌های ایرانی‌پسند هر بار به نفع تیمی رخ می‌دهد و از آنجا که معمولا در توزیع این مصلحت‌ سنجی‌ها عدالت رعایت می‌شود و سودش هر بار به تیمی می‌رسد تبدیل به رویه شده است.

 

اگر این حجم از زیر‌آب‌زنی که از سوی ایرانی‌ها پای صفحات اینستاگرامی AFC و فیفا و ... را از طرف هواداران مثلا عربستانی یا کره‌ای نمی‌بینیم شاید یکی از دلایلش همین باشد که آنجا این حجم از آشفتگی در اعمال قوانین فوتبالی دیده نمی‌شود و یا اینکه شاید رقابت فوتبال باشگاهی برای آنها تا این حد مسئله حیثیتی نشده که به خاطرش اوقات خود را پای صفحات اینستاگرامی AFC  و فیفا تلف کنند تا شاید کامنت‌شان از سوی مقامی مسئول دیده شود. یا شاید این حجم از عصبیت، تندخویی و بی‌رحمی خود معلول اتفاقاتی باشد که در بطن جامعه رخ داده و حالا بخشی از خود را در فوتبال نشان می‌دهد. 

 

 

تغییر رفتار هواداری فوتبال در ایران از سال 1370 که رقابت بین‌المللی باشگاهی را ملی می‌دید تا سال 1400 که دیگر حس ملی بودن در بازی‌های باشگاهی وجود ندارد نشان از تغییر در مناسبات جامعه، فرهنگ عمومی و ارزش‌ها هم دارد. نسل پس از جنگی که هنوز میدان فوتبال را میدان جنگ می‌دید، هنوز حاضر بود برای آرمانی بجنگد، هنوز تا این حد حریص به هر چیز بزک کرده‌ای نبود و سهل‌گیرتر و مسالمت‌پذیرتر در جامعه حاضر بود به نسلی رقابت پذیر، طماع و حریص و در عین حال بدبین تبدیل شده که دیگر حتی نمی‌خواهد در کری‌خوانی فوتبالی‌اش به کسی باج دهد. 

 

بدون هیچ ارزش گذاری اخلاقی باید پذیرفت که این تغییر رخ داده و دلیلی بر بهتر دانستن آن شرایط سی سال پیش به الان هم در دست نیست و نمی‌توان پای این تغییر، قضاوت اخلاقی کرد. اما این تغییر رخ داده و باید آن را پذیرفت. در چنین شرایطی دیگر انگ اخلاقی زدن به این رفتارهای جمعی هم کک کسی را نمی‌گزاند و وطن فروش خطاب کردن کسانی که سعی در خراب کردن رقبای فوتبالی خود در بیرون از ایران را دارند هم منجر به خاتمه یافتن این روند نمی‌کند. چرا که دیگر«وطن‌فروش» هم در این فوتبال فحش محسوب نمی‌شود و هواداران فوتبالی خیلی وقت است که راه خود را از گزارشگران تلویزیون و آنهایی که اصرار بر ملی بودن رقابت‌های باشگاهی دارند جدا کرده‌اند.

حجت شفیعی