سفارش تبلیغ
صبا ویژن

عشق است زنده یاد ناصر خان حجازی و استقلال

کمتر از 24 ساعت تا برگزاری شهرآورد تهران باقی مانده است و دو تیم برای دومین سال پیاپی در جام حذفی به مصاف هم خواهند رفت. پرسپولیس که وضعیت خوبی در جدول رده بندی لیگ برتر دارد، تنها 3 پیروزی تا کسب پنجمین قهرمانی متوالی اش فاصله دارد و فرهاد مجیدی که قصد ندارد تیمش یک سال دیگر را بدون جام سپری کند، به فکر انتقام شکست در آخرین شهرآورد دو تیم است.


مجیدی برای رسیدن به خواسته اش، می تواند روی آمادگی خط حمله خطرناکش حساب باز کند. مهدی قایدی که در تمامی بازی های دو فصل اخیر مهره خطرناک و زهردار استقلال بوده و در بسیاری از بازی ها با استفاده از نبوغ فردی خودش توانسته گره از مشکلات آبی پوشان باز کند، برای دیدار فردا نیز امید اصلی گلزنی تیمش محسوب می شود. باشوی کوچک در چند دیدار اخیر استقلال کاملا تأثیرگذار بوده است. او درخششی خیره کننده در لیگ قهرمانان آسیا داشت که همین مسئله اسکوچیچ را مجاب کرد او را به تیم ملی دعوت کرده و از او در ترکیب تیمش استفاده کند.

 


ارسلان مطهری دیگر مهاجم آبی پوشان است که عدم گل زدن او در ماه های اخیر، باعث نگرانی کادرفنی و هواداران استقلال شده بود. در بازی هفته گذشته بالاخره پای مطهری به گلزنی باز شد و او توانست به طلسم ناکامی هایش پایان دهد. در واقع درخشش مهاجم آبی پوشان در بهترین زمان ممکن و  پیش از دربی رخ داد. علاوه بر این، ارسلان از انگیزه های شخصی زیادی برای درخشش برابر پرسپولیس برخوردار است. پس از دربی برگشت دو تیم و همچنین قهرمانی سرخپوشان در سوپرجام، بازیکنان پرسپولیس به مطهری حمله کرده و گیتار و استوری های او را دستمایه کری خوانی قرار دادند. تمام این عوامل دست به دست هم داده تا این بازیکن برای پاسخ به این اتفاقات، آماده باز کردن دروازه حریف باشد.

 


از دیگر بازیکنان استقلال که انگیزه های متفاوتی در بازی فردا دارد، آرمان رمضانی است. بازیکنی که نیم فصل ناامید کننده ای را در پرسپولیس سپری کرد و به استقلال پیوست. او پس از چندین بازی که در دقایق پایانی به میدان می آمد، برابر صنعت نفت در دقیقه 95 موفق به گلزنی شد و هفته بعدش نیز به پدیده گل زد. او دوران ناکامی در پرسپولیس را پشت سر گذاشته و در بازی های گذشته برای تیمش مثمر ثمر بوده است. رمضانی نیز در صورت حضور در میدان می تواند با انگیزه انتقام از تیم سابقش برای گلزنی تلاش کند.

 


شیخ دیاباته چهارمین مهاجم آبی پوشان است که او نیز رویای گلزنی به پرسپولیس را در سر دارد. تاکنون هیچ بازیکن خارجی استقلال در شهرآورد موفق به گلزنی نشده و مهاجم اهل مالی آبی پوشان که بوی جدایی او نیز به مشام می رسد، امیدوار است در آخرین دربی احتمالی خود برای تیمش گلزنی کند. دیاباته که فصل گذشته آقای گلی لیگ برتر را از آن خود کرد، در این فصل اسیر مصدومیت ها شد و هرگز نتوانست درخشش سال قبل را تکرار کند. او در دیدار هفته قبل برابر سایپا، پس از مدت ها و برای دقایقی به میدان رفت تا در صورت نیاز در دربی، مورد استفاده قرار بگیرد. دیاباته نیز همچون سایر هم پستی هایش برای گلزنی به پرسپولیس آماده است تا هر 4 مهاجم استقلال در دسترس فرهاد مجیدی قرار داشته باشند.

 


دو تیم استقلال و پرسپولیس فردا و در یکی از حساس ترین شهرآوردهای چند سال اخیر از ساعت 19:45 در ورزشگاه آزادی به مصاف هم می روند. در طی روزهای گذشته حواشی زیاد و درگیری های لفظی رسانه ای میان مدیران دو تیم شکل گرفته و همین مسئله باعث شده تا این دربی از حساسیت بالایی برخوردار باشد. باید دید در نهایت فردا کدام یک از دو طرف، برنده از زمین خارج می شوند.


207 باشگاه فلسطینی، با ارسال نامه ای از دو باشگاه اینترمیلان ایتالیا و اتلتیکو مادرید اسپانیا درخواست کردند تا دیدار دوستانه خود در روز 17 مرداد در سرزمین های اشغالی را کنسل کنند. قبل از جام جهانی 2018 اتفاقی مشابه در مورد تیم ملی آرژانتین نیز رخ داده بود.

در این نامه که توسط گروه فعال سیاسی ایتالیایی BDS Italia منتشر شده است، آنها دلایل خود برای ارائه این درخواست و عدم برگزاری دیدار دو تیم در خاک سرزمین های اشغالی را توضیح داده اند. این گروه به این دلیل، با برگزاری این دیدار دوستانه دو تیم به دلیل اقدامات رژیم اسرائیل در قبال مردم فلسطین مخالفت کرده است.


در این نامه، باشگاه های فلسطینی برخی از سو استفاده های ارتش اسرائیل نسبت به غیرنظامیان فلسطینی را برجسته کرده و از آنها می پرسند که چگونه باشگاه های بزرگ فوتبال می توانند از طریق شرکت در بازی های دوستانه به دولت اسرائیل مشروعیت بدهند.

در بخشی از متن این نامه آمده است: «ما به عنوان همکاران شما و به عنوان ورزشکارانی که اشتیاق زیادی به ورزش و بازی جوانمردانه دارند، نمی خواهیم به وسیله ورزش، از نام و برند شما جهت تبلیغ اسرائیل و به منظور پنهان کردن نقض مداوم قوانین بین‌المللی و جنایت علیه مردم فلسطین سوءاستفاده شود.»
مخالفین برگزاری این بازی و بازی دوستانه بارسلونا با تیم اسرائیلی، با استفاده از هشتگ nothingfriendly سعی بر جلوگیری از برگزاری این بازی دارند.
در بخش دیگری از این نامه آمده است: فقط در ماه مه، سربازان اسرائیلی دو فوتبالیست آینده دار فلسطینی به نام های سعید اوده 16 ساله از باشگاه بالاتا در کرانه باختری اشغال شده و موئث نبیل الزعانین از تیم بیت هانون در غزه را به شهادت رسانده اند.
در ادامه نیز نوشته شده: اسرائیل به حرفه دهها ورزشکار فلسطینی پایان داده است. اسرائیل آزادی حرکت ما را محدود می کند، این بدان معناست که ما در سفر، آموزش یا بازی با همتایان فلسطینی خود آزاد نیستیم. این همچنین به این معنی است که شانس سفر ما برای بازی مقابل تیم های منطقه ای یا بین المللی بسیار محدود است.


 زمان زیادی تا برگزاری دربی تهران باقی نمانده و سرخابی های پایتخت باید در دیداری که منجر به شکست یکی از تیم ها می شود، به مصاف هم بروند. دیداری که برای دو تیم انگیزه های متفاوتی را ایجاد کرده است. آبی پوشان به دنبال کسب یک جام پس از 3 سال هستند و پرسپولیس نیز قصد دارد باز هم در لیگ داخلی دبل کند.


در این میان، یکی از بازیکنان از انگیزه های کاملا متفاوتی برخوردار است. آرمان رمضانی آخرین یاغی فوتبال ایران است که در انتقالی مستقیم و بی سر و صدا از پرسپولیس به استقلال پیوست. بازیکنی که در تابستان از سایپا راهی سرخپوشان پایتخت شد و امیدوار بود به همراه این تیم در لیگ قهرمانان آسیا بدرخشد.


آرزوهای رمضانی در پرسپولیس رنگ واقعیت به خود نگرفت و او بدون زدن حتی یک گل، به صورت توافقی از این تیم جدا شد و در روزی که کمتر کسی فکرش را می کرد، به استقلال پیوست. انتقال غیر منتظره ای که باعث تعجب هواداران دو تیم شد و با توجه به عملکرد رمضانی در پرسپولیس، حساسیت زیادی ایجاد نکرد.


با این وجود، رمضانی در دیدارهایی که به عنوان یار جانشین برای استقلال به میدان می آمد، پرتلاش و دونده ظاهر می شد و مزد این تلاشش را در آبادان گرفت. او که در دقایق پایانی به میدان آمده بود، به طلسم ناکامی هایش در ثانیه های پایانی خاتمه داد و با گلی سه امتیازی، خبر از بازگشتش به فرم ایده آل داد.


او در بازی بعدی مقابل پدیده از ابتدا به میدان رفت و اتفاقا باز هم موفق به گلزنی شد. بازیکنی که به دلیل عدم گلزنی در پرسپولیس، توسط هواداران این تیم دست انداخته می شد در 2 بازی متوالی دو گل بسیار حساس برای استقلال به ثمر رساند و نشان داد از زیر فشاری که به دلیل عدم گلزنی در جمع سرخ های پایتخت برایش ایجاد شده بود، خارج شده است.
رمضانی در دیدارهای بعدی تیمش نیز باعث آزار خط دفاعی حریفان می شد و مجیدی نیز با اعتماد به او، رمضانی را از ابتدا به زمین مسابقه می فرستاد. البته هر چند که مهاجم بلند قامت آبی ها در 3 بازی گذشته در امر گلزنی ناموفق بود ولی تلاش او در خط حمله بر کسی پوشیده نیست.

حالا رمضانی فاصله زیادی تا دیدار دوباره با هم تیمی های سابقش ندارد. مهاجمی که از انتخاب پرحاشیه اش خبر داد ولی راهی استقلال شد. او به دنبال اثبات خودش به فوتبال ایران در تیم رقیب بود. رمضانی در بازی های اخیر خوب و موثر واقع شده و شاید گلزنی در دربی بتواند تا همیشه او را در دل هواداران استقلال جا دهد. باید دید مهاجم بلند قامت آبی پوشان فردا در صورت حضور در میدان، چه عملکردی را از خود به نمایش می گذارد.

 


در شرایطی که کمال کامیابی‌نیا از مدتی پیش دچار مصدومیت بود و غیبتش در دربی از یکی دو روز پیش به قطعیت رسید، دو بازیکن دیگر پرسپولیس نیز شرایط حضور در ترکیب را به دست نیاوردند تا یحیی در غیاب سه ستاره تیمش، آماده دربی جام حذفی شود.

 

 

سیدجلال حسینی کاپیتان باتجربه پرسپولیس که چهره ثابت چند دربی اخیر بوده ، به دلیل مصدومیت در ناحیه پا از شرایط تمرین گروهی به دور بود و در نهایت در تست نهایی نیز نتوانست شرایط حضور در ترکیب اصلی را به دست بیاورد. با این حال با نظر یحیی گل‌محمدی و درخواست سیدجلال حسینی، این بازیکن در اردو و همچنین لیست این بازی حاضر شده و شاید برای دقایقی بتواند در ترکیب تیم را همراهی کند. سیدجلال در بازی قبلی پرسپولیس مقابل آلومینیوم نیز در ترکیب اصلی حاضر نبود و فرشاد فرجی در قلب دفاعی سرخ‌ها به میدان رفت.

 

دیگر غایب تیم یحیی برای ترکیب اصلی عیسی آل‌کثیر خواهد بود. آخرین گلزن دربی که در بازی قبلی نیز مصدوم بود و تلاش برای حضور فیکس در این بازی نیز از سوی او و کادرپزشکی نافرجام ماند. آل‌کثیر نیز در لیست ذخیره پرسپولیس حاضر خواهد بود و شاید برای دقایقی این تیم را در برای دومین دربی‌اش همراهی کند.


آندره آ استراماچونی امروز به صورت رسمی و در مراسم معارفه اش، به عنوان سرمربی جدید الغرافه قطر معرفی شد. استرا پس از جدایی از استقلال، یک سال و نیم گذشته را مشغول استراحت بود تا اینکه پس از بررسی پیشنهادهایش، هدایت این تیم قطری را برعهده گرفت.


استراماچونی در حاشیه مراسم معرافه خود، در گفتگویی زنده و تصویری با صفحه اینستاگرام ورزش سه، به گفتگو با پژمان راهبر پرداخت. او برای استقلال در بازی فردا برابر پرسپولیس آرزوی موفقیت کرد و در قسمت دیگری از گفته هایش، حضور بازیکنان ایرانی در تیمش را رد نکرد. 


متن مصاحبه استراماچونی با وزرش سه را در زیر می خوانیم:

 

* درباره همکاری با باشگاه الغرافه صحبت بکنید. با توجه به اینکه اخبار زیادی درباره بازگشت شما به فوتبال خاورمیانه منتشر شد.


- بله درست است.  پس از تجربه ای که من در استقلال داشتم، پیشنهادات زیادی را از خاورمیانه دریافت کردم. ولی پیشنهاد الغرافه جدی تر، محکم تر و بهتر بود. آنها خیلی سرسختانه دنبال من بودند و می خواستند به هر قیمتی که شده، این کار انجام شود.

 

استراماچونی و الغرافه؛ پیشنهاد محکم قطر برای مربی ایتالیایی

 

 

* الان که با شما صحبت می کنیم، احساس می کنیم که دلمان برای شما تنگ شده است. چون نیم فصل بسیار خوبی را با استقلال پشت سر گذاشتید. شاید هواداران استقلال در سال های گذشته نسبت به هیچ سرمربی چنین عشق و علاقه ای یا چنین ابراز لطفی نداشته اند.


- برای من نیز حضور در استقلال تجربه فوق العاده ای بود. چون تا قبل از آمدن به آنجا، شناختی که از ایران داشتم کافی نبود و چیز زیادی درباره آن نمی دانستم. ولی کشوری بود که خیلی از آن خوشم آمد و هنوز هم ایران را دوست دارم. رفتار مردم، نوع نگاهشان به من و خانواده ام خیلی خوب بود و به ما محبت داشتند. بخصوص اینکه زمانیکه در اروپا هستید، نمی توانید اینگونه اطلاعاتی را درباره ایران داشته باشید و ما نیز این اطلاعات را نداشتیم. وقتی که از ایران رفتیم، خانواده من نیز از این موضوع خیلی ناراحت بودند که دیگر در ایران نیستیم. الان جایی نیست که من در مورد رفتنم نظر بدهم که چه اتفاقاتی افتاد.

 

استراماچونی: در همه مسابقات انگار هواداران توی زمین بودند

 

* شاید دوست نداشته باشید که راجع به این موضوع صحبت کنید. اما آیا شما تجربه مشابهی از این ارتباط قلبی با هواداران که در تیم های دیگر بودید را تجربه کردید یا نه؟


- من نمی خواهم مقایسه بکنم ولی ارتباطی که در ایران با مردم و طرفداران داشتم، یک ارتباط واقعی بود که با تمام وجودم، با تمام قلبم با طرفداران، بازیکنان و مردم ارتباط پیدا کردم. فوتبال فقط از لحاظ تکنیکالی نیست. زمانی که شما وارد زمین می شوید و فوتبال بازی می کنید، در واقع حس یک سری از انسانها را بازیکنان منتقل می کنید. زمانی که ما وارد زمین می شدیم، تنها بازیکنان نبودند. بلکه با هوادارانمان بودیم.

 

* آیا شما در تیمتان بازیکن ایرانی خواهید داشت؟


- من می دانم که در لیگ ستارگان قطر بازیکنان ایرانی زیادی بازی می کنند. بعد از اینکه در ایران بودم، اطلاعاتم درباره بهترین بازیکنان در ایران و در کل دنیا بخاطر اطلاعاتی که توانستم کسب کنم، در مورد این بازیکنان اطلاع دارم. در مدتی که در ایران کار کردم، متقاعد شدم که نوع بازیکنان ایرانی، استایل، تفکر و محکم بازی کردنشان با آن نوعی که من دوست دارم تیمم فوتبال بازی کند، هماهنگ است. چیزی که می توانم بگویم با تجربه ای که در استقلال داشتم، اگر شما با بازیکن صادق باشید، آن بازیکن همه توانش را درون زمین می گذارد. می تواند اتفاقات بد بیفتد، صحبت های بد یا خوبی را مطرح کنی ولی تا زمانی که صادق هستی، بازیکنان برایتان همه کار می کنند و با تمام وجودشان بازی می کنند.

 

آیا استراماچونی در تیم خود بازیکن ایرانی هم خواهد داشت؟

 

* آیا در سالهای آینده بازیکن ایرانی در تیمتان خواهید داشت؟


- اگر که شرایط آن باشد، قطعا ممکن است این اتفاق رخ دهد. فرقی ندارد بازیکن ایرانی باشد یا ایتالیایی یا هر کشوری. هر بازیکنی که بتواند در سبک من کمک کند، می تواند جذب شود و سازگاری بازیکنان ایرانی در قطر هم بیشتر خواهد بود.

 

* الغرافه در شروعش در لیگ قطر، یک تیم رقابتی بود. ولی در سالهای اخیر لیگ قطر در السد و الدحیل خلاصه شده است. مقداری هم الریان توانسته است جایی برای خودش باز کند. با توجه به انتظاری که از آقای استراماچونی می رود، آیا در سال آینده می توانیم الغرافه را به عنوان یک تیم رقابتی و پرستاره به قصد فتح جام ببینیم؟


- باید کمی واقع بین باشیم. نزدیک به 10 سال است که الغرافه جزو تیم های اول جدول نبوده است. شما من را می شناسید. برای همین من آدمی نیستم که قولی بدهم ولی تلاش می کنم که این اتفاق رخ دهد.

 

 

در الغرافه واقع‌بین هستم، اول ساخت تیم و بعد افتخار

 

* در مورد تیم ملی ایتالیا بپرسم. آن شور و شعفی که با خودش به وجود آورده و قهرمانی در جام ملت های اروپا با هدایت مانچینی. نظرتان را درباره این موضوع اعلام کنید.


- ما همگی (بابت این قهرمانی) خیلی خوشحال هستیم چون تیم ملی که ما داشتیم با سایر تیم های ملی ایتالیا متفاوت بود. بخاطر اینکه بازیکنان خیلی بزرگ و مطرحی مثل گذشته در تیم حضور نداشتند. تیم ملی یک گروه فوق العاده ای هستند و بخصوص اینکه خیلی از این بازیکنان در زمان حضور من در آکادمی، بازیکنان من بودند و الان در تیم ملی ایتالیا حضور دارند.

 

* فردا دربی تهران برگزار می شود. دوست دارم هم پیش بینی و هم اگر پیامی برای استقلال، فرهاد مجیدی یا هواداران دارید را اعلام کنید.


- من خیلی برای این دربی استرس دارم چون قلب من آبی می تپد. فکر می کنم فرهاد کار فوق العاده ای را انجام می دهد. خیلی از بازیکنانی که اکنون در تیم هستند، زمان من هم بودند. امیدوارم این اتفاق بیفتد و استقلال نتیجه بگیرد. بازیکنان مهارت کافی را برای بردن دربی دارند ولی پیش بینی کردن در فوتبال درست نیست، اما من در درونم خوش بین هستم. نمی توانم برای بازی فردا پیش بینی کنم اما اگر این اتفاق رخ دهد (استقلال برنده شود)، خیلی خوشحال می شوم.

 

* امیدوارم که شما در قطر بمانید و شما را در جام جهانی 2022 ببینیم.


- بله من خودم طرفدار تیم ملی فوتبال ایران هستم و برای این تیم آرزوی موفقیت می کنم و امیدوارم همدیگر را در قطر و جام جهانی ببینیم.

استراماچونی: همسرم در هنگام ترک ایران بسیار غمگین بود

 


 دیدار نفت مسجد سلیمان و ذوب آهن در شرایطی با پیروزی 3 بر 2 شاگردان مجتبی حسینی خاتمه پید کرد که سبزپوشان اصفهانی در نیمه اول سه بار گلزنی کردند تا با خیال راحت به رختکن بروند. این نتیجه در شرایطی در نیمه اول به دست آمد که ذوب آهن موقعیت زیادی برای گلزنی نداشت و به جرات می توان گفت از حملات خود نهایت استفاده را برد و سه گل زد.

 
اولین گل ذوب آهن در دقیقه 25 با خطای میثم تهیدست روی حسین شنانی در محوطه جریمه به دست آمد و وحید محمدزاده پنالتی خود را در حالی به وسط دروازه زد که احمدرضا گوهری سمت راست خود را برای شیرجه زدن انتخاب کرده بود.


 

 

 

 

این ها سه فریم از خطای میثم تهیدست روی حسین شنانی بازیکن ذوب آهن است که از سمت چپ خط دفاعی نفت مسجد سلیمان به محوطه جریمه رسیده بود. تهیدست از چند متری برای زدن توپ مهاجم ذوب آهن تکل بسته بود ولی شنانی از او زودتر به توپ رسید و تکل تهیدست مانع حرکت او شد.

 

 


گل دوم ذوب آهن هم مانند گل اول، روی یک کار تیمی از سمت چپ خط دفاعی نفت مسجد سلیمان ترتیب داده شد و آنها پس از یکی دو پاسی که میان هم رد و بدل کردند، توپ را درست پشت قوس محوطه جریمه به سینا اسدبیگی سپردند و او با یک شوت دقیق و محکم دروازه گوهری را در دقیقه 43 باز کرد.

 

 


 

 

 

 

 

 

*این ها هم قاب هایی از گل دوم ذوب آهن است که باز هم با طرح ریزی حمله از سمت چپ خط دفاعی نفت مسجد سلیمان به ثمر رسید. بازیکنان پس از چند پاس توپ را به اسدبیگی رساندند که فضای خوبی برای شوتزنی داشت و او هم با یک شوت زاویه دار دروازه را باز کرد.

 

 

نکته جالب اینکه سومین گل سبزپوشان اصفهانی هم از سمت راست خط هجومی این تیم و سمت خط دفاعی تیم نفت مسجد سلیمان به ثمر رسید و بازیکنان این تیم بار دیگر با چند پاس متوالی، توپ را پشت محوطه جریمه اینبار به پیمان رنجبری رساندند و این مهاجم که موقعیت های زیادی را در این فصل با پیراهن گل گهر و سپس ذوب آهن هدر داده بود، با یک شوت زاویه دار که به پاشنه تیرک عمودی هم برخورد گرد، در وقت های اضافی نیمه اول به گل تبدیل شد.

 

 

 

 

 

 

 

*درنهایت گل سوم بازی باز هم از سمت چپ خط دفاعی نفت مسجد سلیمان سازماندهی شد. جایی که در نیمه اول محمود فکری از نائیج پور که پست تخصصی اش دفاع وسط به شمار می رود، استفاده کرده بود. این حمله مانند گل دوم به پشت محوطه جریمه رسانده شد و اینبار رنجبری بود که با شوت خود که به تیرک عمودی هم برخورد کرد، گل سوم بازی را به نام خودش زد.

 

 


با شروع نیمه دوم نفت مسجد سلیمان برای جبران گل های خورده وارد زمین شد و با ضربه سر ساسان حسینی در دقیقه 67 به گل اول دست پیدا کرد و چند دقیقه بعدتر در دقیقه 73 گل دوم توسط عماد میرجوان به ثمر رسید. در ادامه این مسابقه حملات نفتی ها ادامه داشت و آنها توسط میرجوان تا آستانه ثبت گل تساوی پیش رفتند که این اتفاق درنهایت رخ نداد. البته در سوی مقابل نیز تیم فوتبال ذوب آهن می توانست اختلاف را بیشتر کند و در نیمه دوم گلزنی کند که برای آنها هم گلزنی میسر نشد تا نتیجه 3 بر 2 پایان بخش کار دو تیم در این مسابقه باشد؛ مسابقه ای که حالا با صحبت های محمود فکری بی شک طی روزهای آینده حواشی بیشتری پیدا خواهد کرد.

 


با پایان این مسابقه محمود فکری در نشست خبری به نمایش بازیکنان تیمش انتقاد داشت و عملکرد آنها را در نیمه اول مشکوک ارزیابی کرد. او تاکید داشت که در مقابل ذوب آهن، فوتبال کشور شاهد یک بازی ناپاک بوده که زور تیمش به دستان پشت پرده نرسیده است. سرمربی سابق استقلال در بخش دیگری از حرف هایش از کمیته اخلاق خواست تا به اتفاقات این مسابقه ورود کند. فکری البته در پاسخ به سوال خبرنگاران که از او خواستند، نام بازیکنانی که مشکوک بوده اند را ببرد، سکوت کرد و ضمن اینکه دوباره اصرار داشت که مشکوک بازی کردن بازیکنانش مشخص بوده، اعلام کرد اگر اسمی از بازیکنی برده شود، درست نیست و باید نهادهای نظارتی به این ماجرا ورود کنند.


در ادامه به بررسی سه گل ذوب آهن در دیدار برابر نفت مسجد سلیمان پرداخته ایم؛ سه گلی که بی شک با صحبت های محمود فکری بارها توسط اهالی فوتبال بازبینی خواهد شد تا صحت صحبت های سرمربی نفت مسجد سلیمان بررسی شود.


برای یک هوادار دو آتشه فوتبال به تصویر کشیدن تفکراتش و آنچه که دوست دارد شبیه آرزویی دور است که تنها در فکر و خیال میسر می شود؛ اما جادوی سینما همیشه غیرممکن ها را ممکن کرده و به رؤیاها نقش واقعیت می بخشد.

 

محمدحسین مهدویان کارگردان سینمای ایران نیز از آن دسته طرفداران تیفوسی است که فارغ از جنجالهای مختلف چهره های فرهنگی و هنری در زمینه فوتبال و هواداری از تیم مدنظرشان روشی خاص خود را برای بیان تعلق خاطر به تیم محبوبش اتخاذ کرده است. امری که هم اکنون و پس از ساخت چندین فیلم سینمایی رمزگشایی از آن و بررسی پلانهایش می تواند روش متفاوت کارگردان جوان سینمای ایران را مشخص سازد.


مهدویان به دور از هرگونه شعار زدگی علاقه و تمایل شدیدش به آبیهای پایتخت را در گرافیک تصاویر و پلانهایی مشخص گنجانده است که امروزه به یکی از نشانه های اصلی فیلمسازی او در پس زمینه های زندگی شهری و سوژه های ملتهبش بدل شده است.
عشق به فوتبال و ابراز علاقه کردن  در فریم های سینمایی مثل طرفداران تیوفسی فوتبال در هر کجای دنیا یک هنر است؛هنری مانند اشاره های مختلف سینمایی به اثار هنری و اتفاقات تاریخی که همیشه در سینما مدنظر بسیاری از کارگردانان قرار گرفته است.
مهدویان نیز برای دور نماندن از این قافله و صحه گذاشتن بر باور نگارنده تا به اینجا نشانه های عشقش به استقلال را مثل یک یادگاری بر تن تک تک اثارش نشانده است نشانه هایی که اکثرا استادانه و در دکوپاژهای مختلف دیده میشوند و دنبال کردنشان برای بیننده ای  که ساخته های  مهدویان را دوست دارد تبدیل به چالشی در فیلم های او می شود.


اولین مواجهه با تیم محبوب مهدویان به صحنه ای از فیلم ماجرای نمیروز ساخته 1395 بر میگردد (دقیقه 24:30)که مهرداد صدیقیان برای دیدار با محیا دهقانی یکی از اعضای سازمان منافقین به درب سینما میرود؛ بیننده در این صحنه با عکسی از ناصر حجازی رو به رو میشود که در چند ثانیه از روی ان میگذریم اما اگر تیزبین باشید در ادامه پوستر رنگی حجازی را در داخل ساندویچی میبنید.


 
صحنه بعدی در دقیقه 36:33 اتفاق می افتد دوباره در لوکیشن قبلی اینبار هنگامی که محیا دهقانی و مهرداد صدیقیان در حال گفتگو هستند و پوستر ناصر حجازی با اندازه ای واضح تر در پیشخوان ساندویچی و بر دیوار آن خودنمایی میکند.

 

 


 
دقیقه 39:11 در صحنه خارجی دیگر هنگامی که جواد عزتی در حال خواندن روزنامه است ناصر حجازی را پشت شیشه کیوسک روزنامه فروشی میبینیم که با عکسی بزرگ خودنمایی میکند.

 

 

 
عشق شدید مهدویان به استقلال نشانه گذاری جالب دیگری نیز دارد که در دقیقه 42:59 و در صحنه ایی خارجی بر روی تیر سیمانی چراغ برق با جمله تاج قهرمان روبه رو میشویم.

 

 


 
در صحنه دیگری از ماجرای نیمروز 1:12:41 اینبار با حضور هادی حجازی فر و صدیقیان در ساندویچی جاسمین رو به رو میشویم جایی که چهره ناصر حجازی در پس زمینه گفتگوی این دو قرار گرفته.
 

 

 

شاید این نشانه گذاریها را یک اتفاق بنامیمم اما وقتی با ساخته دیگر مهدویان یعنی  لاتاری( که در سال 96 در جشنواره فجر به نمایش در آمد )مواجه میشویم باز هم علاقه فراوان او به استقلال تهران البته اینبار به روزتر و گل درشت تر در داخل اتاق امیرعلی دقیقه 31:30 (با بازی ساعد سهیلی) به مخاطب معرفی میشود جایی که فرهاد مجیدی و منصور پورحیدری و پوستر استقلال به عنوان اجزای اصلی اتاق بازیگر سرکش لاتاری معرفی میشود و نمایی طولانی را در کنار امیرعلی با پوسترهای استقلال میگذرانیم. حتی تیتر یک روزنامه استقلال با عنوان "دربی مال ماست" به وضوح نمایش داده میشود تا شکمان به هواداری مهدویان را برطرف کند.
 
 

 


مهدویان باز هم برای ما نشانه گذاری کرده ! در فیلم سینمایی ماجرای نیمروز: رد خون (ساخته 1397)به جای گذاشته تا ثابت کند یک استقلای دو آتشه است و هیچ جا تیمش را تنها نمیگذارد حتی در صحنه ایی مهم از فیلم رد خون (دقیقه 50)جایی که هادی حجازی فر و محسن کیایی با هم گلاویز شده اند ناگهان تماشاچی با نوشته ایی روی بلوک سیمانی شهرک اکباتان مواجه میشود که مضمون آن بالاتر بودن استقلال نسبت به پرسپولیس است جمله ایی که در ورزشگاه آزادی بارها و بارها به گوشمان خورده اینبار با گرافیتی به نمایش درآمده و نوشته "استقلال سرور پرسپولیسه تایید  علاقه شدید کارگردان به آبی های پاتیخت است.

 


 
مهدویان دست بردار نیست و اینبار عشق به استقلال را در سریال زخم کاری (که در پلتفرم فیلیمو و به صورت هفتگی پخش میشود) و در قسمت پنجم (دقیقه21:41)در نمایی خارجی به هنگام دیدار امیر حسین هاشمی و همسر سابقش نوشته بر دیوار با قلبی در پایین نام استقلال به رخ کشیده است.


هفتم تیر 1360 بدون تردید یک نقط? عطف در تاریخ جمهوری اسلامی است. روزی که اگر پشتوان? مردمی حکومت و نفوذ رهبر فقید انقلاب نبود به سقوط نظام سیاسی می‌انجامید.

  یک هفته پس از برکناری اولین رییس جمهوری ایران در حالی که فرماندهی کل قوا را نیز بر عهده داشت و درگرماگرم جنگ با عراق، شماری از مقامات ارشد کشور شامل عالی‌ترین مقام قضایی و دبیر کل حزب جمهوری اسلامی، 4 وزیر، 27 نمایند? مجلس شورای اسلامی و اعضای ارشد حزب جمهوری اسلامی در انفجار دفتر مرکزی این حزب در چهارراه سرچشم? تهران قربانی سنگین‌ترین عملیات تروریستی تاریخ معاصر شدند.

روزی که هاشمی رفسنجانی سکان را در دست گرفت

  هر سال به مناسبت سال‌گرد 7 تیر از نقش آیت‌الله بهشتی و ضرب? ناشی ازفقدان او گفته می‌شود و یاد دیگران هم به عبارت «72 تن از یاران او» فروکاسته است.

  اصطلاح 72 تن به این سبب باقی مانده که امام خمینی در اولین واکنش این تعبیر را به کار برد: «به عدد شهدای کربلا» و بهشتی هم «سید‌الشهدای انقلاب» لقب گرفت. روز بعد البته هاشمی رفسنجانی در مراسم تشییع پیکرها از مقابل مجلس شورای اسلامی عبارت «حمزه، سید الشهدا» را به کار برد و گفت:«بهشتی، حمز? سیدالشهدای اُحُد است».

  گفته می‌شود با شهادت مجروحان شمار قربانیان از 100 تن نیز فراتر رفت اما تعبیر 72 تن در ادبیات رسمی باقی ماند و به خاطر دارم خانواد? محمد خوش‌زبان- کم سن‌وسال ترین آن جمع- پس از چند ماه پی‌گیری خرسند بودند که نام او به عنوان نفر هفتاد و سوم ثبت شده و در پوسترها 72 شهید به اضاف? آیت‌الله بهشتی نام برده می‌شدند.

  جایگاه ویژ? دکتر بهشتی سیاست‌مدار باهوش و استراتژیست که به خاطر قدرت تشکیلاتی آماج حملات مجاهدین خلق و متهم به انحصار‌طلبی بود، سبب شده به شهیدان دیگر کمتر پرداخته شود و از شگفتی‌های حادثه این که خون محمد منتظری در حالی با بهشتی آمیخت که از منتقدان او بود و یک بار تعبیر تندی را به کار برده و به حالت قهر حزب را ترک گفته و پس از تغییر فضای سیاسی، دعوت شده بود تا کدورت‌های قبلی برطرف شود.

  در آن سو از محمدرضا کلاهی به عنوان عامل انفجار یاد می‌شود که چندی پیش فاش شد در تمام سال‌های پس از آن و در پی خروج از کشور با هویتی دیگر و به نام «علی معتمدی» در هلند زندگی می‌کرده و در سال 94 به قتل رسید.

  این نوشته اما به بهان? دیگری است. این که 7 تیر 1360 و خروج دکتر محمد بهشتی از صحنه سبب شد هاشمی رفسنجانی سکان جمهوری اسلامی را در عرص? عمل به دست گیرد. البته نقش و هدایت اصلی همچنان با امام خمینی بود که در نخستین سخنرانی از این حادثه با عنوان «واقع? منتظره» یاد کرد یعنی غافل‌گیر نشدیم و بهشتی را مظلوم خواند.

  در غیاب رییس جمهوری و عالی‌ترین مقام قضایی، هاشمی رفسنجانی نماد هر سه قوه شد هر چند آیت‌الله موسوی اردبیلی به ریاست دیوان عالی کشور منصوب شد اما نقش بهشتی منحصر به ریاست دیوان نبود که در آن زمان عالی‌ترین مقام قضایی به حساب می‌آمد تا موسوی اردبیلی جای او را پر کند. او دبیر کل حزب جمهوری اسلامی بود که بعد از حذف بنی‌صدر قدرت کامل را در اختیار گرفت و در اولین و آخرین کنفرانس خبری پس از برکناری بنی‌صدر در جایگاه لیدر سیاسی سخن می‌گفت نه مقام ارشد قضایی و دستور جلس? شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی در روز حادثه را هم از «تورم» به « انتخابات ریاست جمهوری» تغییر داده بود.

  فرزند شهید بهشتی می‌گوید صدای انفجار حزب را در در نزدیکی میدان بهارستان و در کامیونت حامل اثاثی? خانه شنید چون مقامات امنیتی توصیه کرده بودند از خان? شخصی قلهک به جای امن‌تری منتقل شوند و در حال جا‌به‌جایی بودند.

  یک روز قبل از آن آیت‌الله خامنه‌ای امام جمعه تهران در مسجد ابوذر تهران به دست بقایای گروه فرقان ترور شد و حالا از مثلث رهبری حزب، تنها هاشمی در صحنه باقی مانده بود. آقای خامنه‌ای روی تخت بیمارستان هنوز از انفجار حزب خبر نداشت و به این بهانه که امواج رادیو برای بدن او مضر است رادیو در اختیار نداشت و وقتی روزنام? بدون موج هم ندادند شک کرد و مدام جویا می‌شد چه اتفاقی افتاده است.

  دربار? واقع? 7 تیر می‌توان گفت مجاهدین خلق امید داشتند با انفجار حزب، شیراز? امور از هم بپاشد اما سه عامل، مانع شد:

  نخست این که امام خمینی به قدر ذره‌ای خود را نباخت و با این که می‌دانست بهشتی هیچ جایگزینی ندارد و تصریح کرد «او یک ملت بود برای ملت ما» اما روحیه داد و مردم هم شعار می‌دادند: «ایران پُر از بهشتی‌یه، آمریکا در چه فکری‌یه؟».

  عامل دوم حضور انبوه جمعیت در مراسم تشییع و عاطفی شدن فضا پس از هفتم تیر بود که در محاسبات بمب‌گذاران پیش‌بینی نشده بود.

  بهشتی تنها در انتخابات مجلس خبرگان قانون اساسی در تابستان 1358 خود را در معرض آرای عمومی قرار داده بود و تصور عوامل حادثه این بود که چون در نقط? مقابل ابوالحسن بنی‌صدر با 11 میلیون رأی قرار گرفته بود فاقد محبوبیت مردمی است. تشییع پیکرهای شهدای 7 تیر اما تلقی‌های قبلی را باطل کرد.

  
  عامل سوم اما بی‌گمان نقش ممتاز اکبر هاشمی رفسنجانی است که سکان کشتی توفان‌زده را در دست گرفت. ناخدا، روحیه داد و کشتی را به او سپرد یا خود قابلیتی نشان داد و در دست گرفت.

  نمایندگان مجروح را هم از بیمارستان به صحن علنی مجلس بردند تا از اکثریت نیفتد و هاشمی رفسنجانی دیگر تنها رییس مجلس نبود. به مرد شماره 2 و همه‌کار? جمهوری اسلامی بعد از امام تبدیل شده بود.

  مهم‌تر این‌که ضرب? دو ماه بعد را هم تاب آورد زیرا در 8 شهریور دبیر کل بعدی حزب – محمد جواد باهنر – هم ترور شد و اگرچه شهادت محمد علی رجایی دومین رییس جمهوری در آن حادثه مهم‌تر معرفی شده اما از حیث اجرایی و تشکیلاتی شهادت دکتر باهنر که دبیر کل و نخست‌وزیر و رییس دولت بود ضرب? سنگین‌تری به حساب می‌آمد و تنها وقتی آیت‌الله خامنه‌ای کمی بهبود یافت و دبیر کل سوم حزب و رییس جمهوری و بعدتر مهندس موسوی نخست‌وزیر شد هاشمی کمی آرام گرفت اگرچه با حضور هر هفته در نماز جمع? تهران و انتصاب به عنوان نمایند? امام در شورای عالی دفاع عملا به عنوان سخن‌گوی نظام و اداره کنند? جنگ شناخته می‌شد.

روزی که هاشمی رفسنجانی سکان را در دست گرفت

  7 تیر 1360 اگرچه نتوانست جمهوری اسلامی را از پا درآورد اما فضا را امنیتی و رادیکال کرد و جالب است گفته شود تنها یکی از پیامدهای آن حجاب اجباری بود اگرچه در نگاه اول کاملا بی‌ربط به نظر می‌رسد یا برخی تصور می کنند از فردای پیروزی انقلاب، حجاب اجباری شد (و ندانند گویند? تلویزیون در نوروز 58 حجاب نداشت اگرچه آرایش هم نداشت). بله تا تا قبل از 7 تیر 60 حجاب تنها در ادارات و مدارس اجباری بود و 7 تیر 60 بود که سبب شد فضای عمومی و سپهر اجتماعی هم کنترل شود و در پی تابستانی پرحادثه هر گونه اعتراض اجتماعی، سیاسی و براندازانه تفسیر می‌شد.

  مجاهدین خلق گمان می‌کردند با 7 تیر و بعد تر 8 شهریور جمهوری اسلامی را زا پا درآورده اند اما اتفاقی که در عمل افتاد بسته شدن فضا بود و اگر آیت الله خامنه‌ای و هاشمی رفسنجانی هم حذف شده بودند ناگهان میدان به دست نیروهای دیگری می‌افتاد.

  ضرب? اصلی 7 تیر 1360 نه حذف بهشتی که بسته کردن فضا و کوتاه شدن زبان منتقدان مسالمت‌جو بود تا جایی که حالا دیگر آشکارا در مجلس به مهندس بازرگان توهین می‌شد.


شمار آرای باطله در انتخابات اخیر (ریاست جمهوری) توجه محافل سیاسی و رسانه‌های داخلی و خارجی را به خود جلب کرده است.

  درست است که همواره و طی 40 سال گذشته و در هر انتخابات، شماری از آرا سفید یا باطله و مخدوش است و هیچ گاه این عدد صفر نبوده اما تا پیش از انتخابات 28 خرداد، درصد آن از 1 تا 3 و گاهی نهایتا 4 درصد بوده که معمول و مقبول است.

  وجه شگفت‌آور انتخابات اخیر اما این است که نزدیک به 13 درصد از کل آرا باطله یا سفید است و برتری آن بر آرای کاندیداهای رقیب نامزد پیروز و قرار گرفتن در جایگاه دوم جلب توجه می کند.

اندر حکایت 13 درصد آرای باطله

  به عبارت دیگر «آقای باطله» هیچ گاه دوم نشده بود و در این انتخابات برای نخستین بار در این رتبه و مرتبه ایستاده چرا که 12.9 درصد آرای انتخابات ریاست جمهوری به عنوان باطله اعلام شده است.

  هر چند در عرف سیاسی میان رأی باطله و مخدوش با سفید باید تفکیک قایل شد اما چون در آمار رسمی با هم قید شده ناچار یکسان تلقی می‌شود.

  دربار? 13 درصدی شدن آرای باطله این حدس و گمان‌ها را می‌توان مطرح کرد:

  1. دلیل اصلی می‌تواند هم‌زمانی چند انتخابات خصوصا شوراها و ریاست جمهوری و تأیید صلاحیت گسترده در شهرستان‌ها و بخش‌ها و روستا در انتخابات شوراها باشد که برای بستگان و دوستان و نزدیکان انگیز? مشارکت ایجاد کرد ولی برخی از آنها نخواستند در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند و برگ? سفید به داخل صندوق انداختند. شاهدان بسیاری از عوامل اجرایی و نظارتی این مدعا را تأیید می‌کنند.

  2. برخی که شرکت را واجب و لازم می‌دانستند اما نامزد مورد علاقه را محذوف دیدند ترجیح دادند شرکت کنند اما انتخاب نکنند.

  3. این تلقی و تصور نزد شماری از شهروندان وجود دارد که به مُهر روی شناسنامه در استخدام دوایر دولتی یا گزینش‌ها توجه می‌شود و اگرنه به صورت مستقیم اما بر گزینش‌گر تأثیر می‌گذارد. از این رو به قصد مُهر در شناسنامه شرکت می‌کنند و طبعا نامی نمی‌نویسند.

  4. هر چند حضور در انتخابات اختیاری است و کسی را به سبب شرکت نکردن مجازات نمی‌کنند اما بعضی که در خانواده در محظور (و نه محذور) یا در رودربایستی پدر یا همسر قرار می‌گیرند و به راهکار رأی باطله یا سفید روی می‌آورند.

  5. رأی باطله را می توان یکی از ابزارهای اعتراضی هم دانست. به جای گزین? نخست که رأی ندادن است و به موضوعات مختلف ترجمه می‌شود یا رأی به نامزدی غیر از آن که مورد نظر حاکمیت است با رأی باطله اعتراض می‌کنند و این دسته اکنون خُرسندند چون احساس می‌کنند کار آنان نمود داشته و بر سر آن بحث و گفت و گو درگرفته است.

   (اعتراض البته یکسان نیست. هم اعتراض کلی را دربرمی‌گیرد هم به «منو»ی انتخابات را. یعنی این منو باب میل من نیست و از یک تا چهار نمی‌توانم انتخاب یا سلیق? خودم را با سلیق? آقای کدخدایی منطبق کنم. اگر در دفعات پیش کمتر بوده به خاطر این بوده که نامزد نزدیک‌تر را پیدا می‌کردند. این بار اما نتوانستند بیش از این تقلیل دهند)

  6. گرایش متفاوت سیاسی در میان عوامل اجرایی هم وجود دارد منتها کسی که اگر مسؤولیت نداشت رأی نمی‌داد در این وضعیت به رأی سفید یا باطله روی می‌آورد.

  7. بخشی از طرفداران رییس جمهوری پیشین که هم می‌خواستند شرکت کنند و هم رأی ندهند، چه بسا به این فرمول رسیده باشند. به عبارت دیگر کنش بوده نه واکنش.

  8. بعید نیست کسانی به حوزه ای مراجعه کرده و دنبال نام آشنایی روی اعلانات نصب شده گشته و نیافته باشند و به همین خاطر رأی سفید داده باشند. 

  هر چند 8 گمانه و احتمال مطرح شد اما بندهای اول و پنجم قطعا فراگیرتر است و 13 درصد و رتب? دوم، شاخص مناسبی نیست و نمی‌توان به آن بی اعتنا بود.  

* دربار? درصد آرای سفید و باطله نزدیک به 500 هزار برگ? دریافت شده اما ریخته نشده به صندوق را هم می توان لحاظ کرد.


این نوشتار خطاب به حسن روحانی، سید محمد خاتمی و جریان اصلاحات و اعتدال است. میزان رای همتی که تا حدودی نماینده گفتمان اصلاحات و اعتدال بود را دیدید؟

بله، همه ما می‌دانیم که شورای نگهبان، جلوی نامزدهای جریان اصلاحات را گرفت و کاری کرد که همتی غیر حزبی و سیاسی، تبدیل به نماد  اصلاحات شود اما به هر منوال، او شبه اصلاح طلبی در انتخابات بود.

جریان اصلاحات حاضر نشد به صورت رسمی از همتی حمایت کند اما سران این گفتمان یعنی سید محمد خاتمی، مهدی کروبی و حسن روحانی به عنوان رییس جمهور رای خود را به نام او به صندوق انداختند. بسیاری از چهره‌های تاثیر گذار این جریان هم به صورت رسمی از همتی حمایت کردند و از همت مردم برای زدن به زیر میز سخن گفتند.

یوم‌الحساب اصلاح‌طلبان/ چرا سهم همتی تنها 2 میلیون رای بود؟

حاصل این حمایت‌ها و رای‌ها چه شد؟ تنها  2 میلیون و چهارصد هزار رای! باید به دنبال این سوال گشت که چرا با تمام تلاش‌هایی که شد فقط 8 درصد آرا به سبد همتی ریخته شد؟

اگر انتخابات‌هایی که اصلاح طلبان در آن پیروز یا بازنده بودند رایی بالای 10 میلیون داشتند اما حالا چه اتفاقی افتاده که سبد رای آنها به 2 میلیون تقلیل یافته است؟ فراموش نکنیم که مهرعلیزاده به نفع همتی از صحنه کنار رفت و گرنه ممکن بود بخشی از این را به او اختصاص پیدا می‌کرد.

حالا که رییسی، رییس جمهوری منتخب است و چندی دیگر به صورت رسمی ریاست دولت سیزدهم را به عهده می‌گیرد، اصلاح‌طلبان باید چرتکه بیندازند و حساب و کتاب عملکرد خود را انجام دهند. به معنای واقعی یوم الحساب جریان اصلاحات فرا رسیده است.

آنها باید از خود بپرسند که چرا دولت روحانی به اینجا رسید؟ چرا نتوانست وعده‌‌های خود را عملی کند؟ چرا نمایندگان مجلس دهم و اعضای شورای شهر در تهران، نتوانستند مردم را راضی به رای دوباره به آنها کنند؟ چرا همه آنها دست به دست هم دادند تا حلقه ناامیدی مردم از صندوق‌ها را کامل کنند؟

سران اصلاحات به ویژه سید محمد خاتمی که مردم به واسطه تکرار او، بارها و بارها فاتح میدان انتخابات بودند، در 8 سال گذشته موضع رسمی و مشخصی در مورد شرایط کشور و دولت،مجلس و شورای شهر نگرفت. چرا در این مدت با سکوت خود به شکل گیری شرایط فعلی کمک کرد؟

او که توانایی رییس جمهور سازی را داشت باید به حفظ رییس جمهور و یا فاصله گرفتن از او به خاطر عملکردش و بیان شفاف نظرات هم اهتمام می‌ورزید.

چرا خاتمی و دیگران  با بدنه اصلاحات و مردم صحبت نکردند؟ چرا بر روحانی خرده نمی‌گرفتند؟

 اگر اولویت با رفع تحریم و تامین غذا و مایحتاج مردم در شرایط جنگ اقتصادی بود همین ها را توضیح می دادند یا در دو سطر اعلام می کردند چون اولویت آقای روحانی موضوعات دیگری است راه خود را جدا می کنیم و سرمایه اجتماعی را حفظ می کردند.

مثل داستان فوتبال است. اگر تیم قهرمان را رها کنی، قطعا به سمت سقوط حرکت می‌کند و ممکن است حتی به دسته‌های پایین‌‌تر برود. این روزها داستان اصلاحات به شدت شبیه داستان استقلال خوزستان شده است.

بدون واکاوی چرایی قهر بدنه اصلاحات با صندوق رای، نمی‌شود به فکر بازگشت به سپهر سیاسی ایران بود. همانگونه که در بالا اشاره شد، نقش شورای نگهبان بر کسی پوشیده نیست اما ....